شيخ اعظم مىفرمايد : ما از صاحب مهذب تعجب مىكنيم زيرا تفصيل بين توليت و غير توليت را علّامه به عنوان قول پنجم از اقوال در مسأله آورده « 1 » كه نشانهء قائل داشتن است پس ادعاى مهذب ناتمام است و مجموع اقوال در مسأله شش قول است كه عبارتند از :
1 . قول به كراهت به نحو مطلق ( چه مكيل و موزون و چه اجناس ديگر ، در مكيل و موزون هم چه طعام و چه غير آن ) .
2 . قول به منع به نحو مطلق ( به همان بيان كه ذكر شد ) .
3 . تفصيل بين مكيل و موزون كه قبل از قبض جايز نيست و غير مكيل و موزون كه جايز است .
4 . تفصيل بين طعام و غير طعام كه در طعام بيع قبل از قبض حرام است و در غير طعام ولو مكيل و موزون ، جايز است .
شيخ در مبسوط همين را اختيار كرده و بر آن ادعاى اجماع نموده . « 2 »
5 . تفصيل بين طعام و غير طعام ، امّا به اين نحو كه در طعام كراهت دارد و در غير آن مكروه هم نيست .
6 . در خصوص طعام تفصيل بين بيع توليت و غير آن كه به نحو غير توليت حرام و به نحو توليت مكروه است و در غير طعام از ساير اشياء مكيل و موزون ( قند و شكر و . . . ) بيع قبل القبض كراهت دارد . و در غير مكيل و موزون اصلًا كراهت هم ندارد . پس تفصل سه بُعدى است و اين مختار علّامه در تحرير است . « 3 »
قوله : و المراد بالطعام يحتمل . . . : در اين كه منظور از طعام چيست ؟ سه احتمال وجود دارد :
1 . برخى گفتهاند : طعام يعنى مطلق چيزى كه براى خوردن آماده شده چه گندم و جو و چه چيزهاى ديگر .
2 . برخى گفتهاند : طعام به خصوص گندم و جو اطلاق مىشود و حتى ادعا شده كه شرعاً به همين معنا است ، فخرالدين از پدرش علامه حكايت كرده كه ايشان همين احتمال را اختيار كردهاند . « 4 »
3 . شهيد از تحرير علامه حكايت كرده كه طعام عبارت است از خصوص گندم « 5 » و از بعضى اهل لغت هم حكايت شده .
هامش
( 1 ) . التذكرة ، ج 1 ، ص 475 .
( 2 ) . المبسوط ، ج 2 ، ص 119 .
( 3 ) . التحرير ، ج 1 ، ص 176 .
( 4 ) . مفتاح الكرامة ، ج 4 ، ص 476 .
( 5 ) . همان .