تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
شيخ اعظم مىفرمايد : ما از صاحب مهذب تعجب مىكنيم زيرا تفصيل بين توليت و غير توليت را علّامه به عنوان قول پنجم از اقوال در مسأله آورده « 1 » كه نشانهء قائل داشتن است پس ادعاى مهذب ناتمام است و مجموع اقوال در مسأله شش قول است كه عبارتند از : 1 . قول به كراهت به نحو مطلق ( چه مكيل و موزون و چه اجناس ديگر ، در مكيل و موزون هم چه طعام و چه غير آن ) . 2 . قول به منع به نحو مطلق ( به همان بيان كه ذكر شد ) . 3 . تفصيل بين مكيل و موزون كه قبل از قبض جايز نيست و غير مكيل و موزون كه جايز است . 4 . تفصيل بين طعام و غير طعام كه در طعام بيع قبل از قبض حرام است و در غير طعام ولو مكيل و موزون ، جايز است . شيخ در مبسوط همين را اختيار كرده و بر آن ادعاى اجماع نموده . « 2 » 5 . تفصيل بين طعام و غير طعام ، امّا به اين نحو كه در طعام كراهت دارد و در غير آن مكروه هم نيست . 6 . در خصوص طعام تفصيل بين بيع توليت و غير آن كه به نحو غير توليت حرام و به نحو توليت مكروه است و در غير طعام از ساير اشياء مكيل و موزون ( قند و شكر و . . . ) بيع قبل القبض كراهت دارد . و در غير مكيل و موزون اصلًا كراهت هم ندارد . پس تفصل سه بُعدى است و اين مختار علّامه در تحرير است . « 3 » قوله : و المراد بالطعام يحتمل . . . : در اين كه منظور از طعام چيست ؟ سه احتمال وجود دارد : 1 . برخى گفته‌اند : طعام يعنى مطلق چيزى كه براى خوردن آماده شده چه گندم و جو و چه چيزهاى ديگر . 2 . برخى گفته‌اند : طعام به خصوص گندم و جو اطلاق مىشود و حتى ادعا شده كه شرعاً به همين معنا است ، فخرالدين از پدرش علامه حكايت كرده كه ايشان همين احتمال را اختيار كرده‌اند . « 4 » 3 . شهيد از تحرير علامه حكايت كرده كه طعام عبارت است از خصوص گندم « 5 » و از بعضى اهل لغت هم حكايت شده .
هامش
( 1 ) . التذكرة ، ج 1 ، ص 475 . ( 2 ) . المبسوط ، ج 2 ، ص 119 . ( 3 ) . التحرير ، ج 1 ، ص 176 . ( 4 ) . مفتاح الكرامة ، ج 4 ، ص 476 . ( 5 ) . همان .