خريدارى كند ، من هم خواستم بفروشم ، براى حكم شرعى از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيدم : حضرت فرمودند : تا زمانى كه قبض نكردهاى حق ندارى بفروشى . « 1 »
ح : مفهوم روايت خالد بن حجاج كرخى از امام صادق عليه السلام : طعامى را تا مدت معينى ( نسيه ) خريدارى مىكنم و قبل از اين كه آن را قبض كنم تجّار از من مطالبه مىكنند و مىگويند : اين طعام را به ما به فروش ، چه حكمى دارد ؟ حضرت فرمود به همان نحوى كه خودت خريدهاى تا اجل معينى به تجار بفروشى اشكالى ندارد ( منظور بيع توليت است كه سر به سر باشد نه مرابحهاى يا مواضعهاى كه به بيشتر از آن مبلغ يا كمتر بفروشى . ) مفهوم روايت اين است كه اگر به نحو غير بيع توليت باشد ( بيع مرابحهاى ) اشكال دارد . « 2 »
ط : صحيحهء على بن جعفر از امام هفتم : مردى طعامى خريدارى مىكند آيا قبل از اين كه از بايع قبض كند صلاح است كه بفروشد ؟ حضرت فرمود : اگر سود كند و بيع مرابحهاى انجام دهد صلاح نيست تا وقتى كه قبض كند و اگر به نحو بيع توليت باشد اشكالى ندارد . « 3 »
ى : روايت ديگرى هم به مضمون روايت قبلى هست « 4 » كه نيازى به ذكر ندارد .
تا اينجا مرحوم شيخ روايات موردنظر خودش را آورد و بيشتر روايات با مفهوم « فيه بأس » يا منطوق « لاتبعه » و . . . بر نهى از بيع مكيل و موزون قبل از قبض دلالت مىكرد و اينها ظهور در تحريم دارند كه چنين بيعى حرام است . البته رواياتى كه تعبير به « لايصلح » داشت و اجمال داشت و قدر متيقن كراهت را دلالت مىكرد ، جواب ندادند و شايد نظرشان از جمع ، تقدم ظاهر بر غير ظاهر بود كه اينها مجمل هستند و روايات « فيه بأس » يا « لاتبعه » ظهور در تحريم دارد و قانون جمع عرفى تقدم ظاهر و مبيّن بر مجمل است .
2 . قوله : خلافاً للمحكى عن الشيخين : در مقابل شيخ اعظم عدهاى از فقهاء از قبيل شيخ مفيد در مقنعه « 5 » و شيخ طوسى در نهايه « 6 » و قاضى ابن براج در مراسم « 7 » و مشهور متأخرين ، فتوا به كراهت دادهاند و بيع مكيل يا موزون قبل از كيل و وزن را مكروه دانستهاند . مستند اين گروه روايات ديگرى است كه اينها را قرينهء صارفه گرفتهاند و توسط اينها از ظاهر روايات قبل در حرمت صرفنظر كرده و آنها را بر كراهت حمل نمودهاند و اين روايات ديگر عبارتند از :
الف : روايت صدوق در من لايحضر در ذيل روايت كرخى از امام صادق كه قبلًا صدر آن در حرف « ح » ذكر شد : طعام را از مردى خريدارى مىكنم سپس قبل از اين كه كيل كنم به مرد ديگرى
هامش
( 1 ) . امالى شيخ طوسى ، ص 399 ، ح 891 .
( 2 ) . همان ، ص 389 ، ح 9 .
( 3 ) . همان ، ص 389 ، ح 9 .
( 4 ) . همان .
( 5 ) . المقنعه ، ص 596 .
( 6 ) . النهايه ، ص 398 .
( 7 ) . به نقل علامه در مختلف ، ج 5 ، ص 281 .