تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
ملزم مىكند ؟ يا اول بايع مجبور مىشود سپس مشترى ؟ يا اوّل مشترى را مجبور به تسليم ثمن مىكنند سپس بايع را ؟ سه قول است كه قول سوم از ابوحنيفه و مالك است و مرحوم شيخ در اين مسأله متعرض نيست و از دو قول ديگر . قول مشهور و مختار شيخ اعظم اين است كه هر دو با هم مجبور به تسليم مىشوند و هيچ كدام سزاوارتر نيست كه اوّل او را مجبور كنند ، عده‌اى از فقهاء از قبيل ابن ادريس و محقق و علّامه و شهيدين و محقق ثانى و . . . همين را اختيار كرده‌اند . و دليل مطلب يكى ادعاى اجماع فاضل مقداد در تنقيح « 1 » است و ديگرى استدلال علامه در تذكره است كه فرموده : فرض اين است كه هريك از بايع و مشترى با بيع و معامله به‌طور مساوى و در عرض هم به‌محض اتمام عقد ، حقى به گردن ديگرى پيدا كرده ( بايع نسبت به ثمن و مشترى نسبت به مثمن ) پس به‌طور مساوى هر كدام بايد مجبور شوند به اداء حق ديگرى و هيچ‌كدام سزاوارتر نيست كه اول او را مجبور كنند . « 2 » ولى در برابر مشهور شيخ طوسى در خلاف مدعى شده كه اول بايع را مجبور مىكنند كه مبيع را به مشترى تسليم كند و وقتى تسليم كرد اگر مشترى ثمن را داد كه هيچ ، و گرنه در مرتبهء دوم مشترى را مجبور مىكنند كه ثمن را بدهد ، ضمناً در اين جهت لافرق كه ثمن عين خارجى باشد ( مثلًا كتاب يا پارچهء خاصى را ثمن قرار داده و معامله جنس به جنس شده ) يا كلى و در ذمّهء مشترى باشد ( كه غالباً ثمن نقد رايج است و به ذمهء مشترى مىآيد و بايد از عهده برآيد . ) دليل شيخ طوسى اين است كه ثمن در مقابل مبيع است و اصل در بيع ، تمليك مبيع است به ديگرى ولى اين تمليك مجانى نيست بلكه به عوض است پس استحقاق بايع نسبت به ثمن در مقابل مبيع است و فرع بر مبيع است و لذا اوّل بايد مبيع را تسليم كند مستحقق ثمن شود و بر مشترى واجب گردد كه ثمن را به او بپردازد . « 3 » قوله : و لعلّ وجهه دعوى . . . : شيخ مىفرمايد : شايد وجه اين قول اين باشد كه شيخ طوسى مدعى انصراف است و منظورش از سخنان مذكور اين است كه اطلاق عقد به اين منصرف است كه استحقاق ثمن در مقابل مبيع است . . . و شاهد انصراف هم‌سيرهء عرف است كه ثمن را عوض و قيمت مبيع مىدانند و لذا كار كسى را كه هنوز مبيع را نداده ثمن را مطالبه مىكند ، تقبيح مىكنند پس مثمن اصل است و اوّل بايد تسليم شود . نظير باب اجاره كه در اجاره بر عمل ، قبيح است كه اوّل صبح جير و كارگر مزد خود را از مستأجر و كارفرما طلب كند در حالى كه هنوز كارى نكرده ، يا در اجاره بر عين قبيح است كه موجر هنوز منزل را به مستأجر تحويل نداده مال‌الاجاره را مطالبه كند .
هامش
( 1 ) . التنقيح الرائع ، ج 4 ، ص 64 - 65 . ( 2 ) . التذكره ، ج 1 ، ص 473 . ( 3 ) . الخلاف ، ج 3 ، ص 151 .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 538 | على محمدى خراسانى