تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
حكمى دارد ؟ حضرت فرمود : خريدارى نكن زيرا در اين شراء خيرى نيست . « 1 » ب : روايت عبدالصمد : شخصى به نام محمّد بن قاسم حناط ( گندم‌فروش ) از امام پرسيد : به مردى مقدارى طعام به صورت نسيه مىفروشم و مدت كه تمام مىشود او نزد من مىآيد ( در حالى كه قيمت بازار فرق كرده و گران‌تر شده ) و مىگويد : من پولى ندارم كه بدهم . حضرت فرمود : اين طعام را به قيمت روز از او خريدارى كن . عرض كردم : خدا خيرت دهد من مىفهمم كه همان طعامى است كه خودم قبلًا به او فروخته‌ام و حالا مىخواهم از او خريدارى كنم ، چه حكمى دارد ؟ حضرت فرمود : اين طعام را از او مگير تا خودش آن را بفروشد و پول تو را بپردازد ، قاسم حناط گفت : خدا دماغ مرا به خاك بمالد ، اوّل حضرت اجازه داد كه به قيمت روز خريدارى كنم ، سپس دوباره پرسيد ) و سؤال بىجا باعث سخت‌گيرى شد و فرمود : اين كار را نكن . « 2 » حال اين دو روايت معارض فتواى مشهور است و دلالت دارد كه چنين معامله‌اى جايز نيست و فروشنده حق ندارد طعام يا متاعى را كه به نسيه فروخته ، دوباره خريدارى كند . قوله : اقول : لايظهر من رواية خالد : مرحوم شيخ در پاسخ شيخ طوسى مىفرمايد : امّا روايت خالد بن حجاج اوّلًا ظهورى در مذهب شيخ ندارد و مدعاى ايشان را دلالت نمىكند ( زيرا از كجا معلوم اين طعام همان طعامى باشد كه قبلًا از همين بايع خريده است ، تعبير اين است كه « عندى طعام فاشتر . . . » ، بلكه ظاهرش اين است كه طعام ديگرى است كه عوض دراهم بايع خريدارى مىكند و ثانياً برفرض دلالت ، تعليل حضرت به اين كه « فانّه لاخير فيه » ، ظهور در كراهت دارد و ارشاد به اين است كه تو در معرض اتهام هستى كه دوباره متاع خودت را خريدارى مىكنى و اين نهى مولوى نيست تا دال بر حرمت باشد ( و بر فرض تحريم ، موجب فساد معامله نمىشود . ) روايت عبدالصمد هم به قول بعضىها به هيچ وجه بر مطلوب شيخ طوسى دلالت ندارد . « 3 » پس اين‌ها نمىتوانند با عمومات و اطلاقات جواز معارضه كنند و لذا حق با مشهور است . قوله : و اعلم انه قال الشيخ قدس سره فى المبسوط : شيخ در مبسوط فرموده : اگر شخصى طعامى را به ده دينار به صورت نسيه بفروشد و هنگامى كه وقت اداى ثمن حلول كرد و فرا رسيد در مقابل ده دنيارى كه از مشترى طلب دارد طعامى از او خريدارى كرد ، اين جايز است به شرط اين كه همان مقدارى كه به مشترى داده بود همان را بگيرد و اگر بيش‌تر بگيرد جايز نيست و روايتى هم وارد شده مبنى بر اين كه اخذ طعام به هر حال ( به كم‌تر يا به اندازه يا بيش‌تر ) جايز است . « 4 » علامه هم در مختلف همين مطلب مبسوط را از خلاف شيخ طوسى « 5 » حكايت كرده و در خلاف استدلال هم كرده
هامش
( 1 ) . تهذيب ، ج 7 ، ص 33 ، ح 137 . ( 2 ) . من لايحضهر الفقيه ، ج 3 ، ص 207 ، ح 3777 . ( 3 ) . حاكى محدث بحرانى در حدائق ، ج 19 ، ص 130 مىباشد . ( 4 ) . مبسوط ، ج 2 ، ص 123 . ( 5 ) . خلاف ، ج 3 ، ص 101 .