تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
خريدارى كرد و . . . اشكالى ندارد ، عرض كردم : اهل مسجد گمان مىكنند اين معامله فاسد است و مىگويند اگر پس از چند ماه باشد صحيح است نه بلافاصله كه خريد دوباره بفروشد . حضرت فرمود : اين تقديم و تأخير است كه الان بفروشد يا چند ماه ديگر و شرعاً اشكالى ندارد . « 1 » د : روايت قرب‌الاسناد از على بن جعفر از امام هفتم : از حضرت پرسيدم مردى پارچه‌اى را به ده درهم ( به صورت نسيه ) مىفروشد ، سپس از مشترى به پنج درهم ( نقدى ) خريدارى مىكند آيا اين حلال است ؟ فرمود : اگر شرط نكرده باشند ( و يكديگر را ملزم نكنند به بيع جديد كه دوباره به خودم بفروشى ) و هر دو راضى باشند اشكال ندارد . « 2 » قوله : و ظاهر هذه الاخبار كما ترى : همان‌طور كه اشاره شد امام عليه السلام در اين موارد تفصيل نداد و صور اختلافى را كه شيخ طوسى و اتباع او عنوان مىكردند ، مطرح نكرد و به‌صورت كلى حكم به صحت كرد يعنى فرقى ميان طعام و غيره نيست ، فرقى ميان بيع به قيمت كم‌تر يا بيش‌تر يا مساوى نيست و . . . پس فتواى مشهور صحيح است . 3 . برخى براى فتواى مشهور به روايت يعقوب بن شعيب و عبيد بن زراره استدلال كرده‌اند كه اين دو از امام صادق عليه السلام پرسيدند : مردى طعامى را به چند درهم به صورت نسيه و تا مدتى فروخته ، و وقتى مدت تمام شد و از مشترى تقاضاى ثمن نمود ، او گفت : من درهمى ندارم بيا و از من طعامى را خريدارى كن ، حضرت فرمود اشكال ندارد زيرا طلب‌كار دراهمى به گردن بدهكار دارد و مىتواند با آن دراهم هرچه را بخواهد بگيرد . « 3 » مرحوم شيخ مىفرمايد : دلالت روايت بر فتواى مشهور قابل خدشه است ( زيرا از كجا طعامى را كه مىگيرد همان طعام قبلى و خريدارى شده باشد ، شايد مراد اخذ طعامى باشد به‌عنوان وفاى ما فى الذمه نه معامله و نه همان طعام قبلى . ) قوله : و فيما سبق من العمومات . . . : پس از بيان عمومات كتاب و سنت و ترك استفصال روايات مذكور ، نيازى به استدلال به امثال روايت مذكور در دليل سوم نداريم و آن عمومات هيچ مخصصى و معارضى ندارند مگر چند روايت كه شيخ طوسى آورده و آن‌ها را معارض عمومات قرار داده و ذيلًا مطرح مىكنيم تا ببينيم معارضه دارند يا نه ؟ الف : روايت خالد بن حجاج : از امام صادق عليه السلام پرسيدم : به مردى طعامى را به صورت نسيه مىفروشم تا مدتى و وقتى اين مدت تمام شد به مشترى مراجعه مىكنم و مطالبهء ثمن مىكنم و او مىگويد : ندارم و لكن نزد من طعامى است بيا و عوض دراهم ، آن را از من خريدارى كن ، اين چه
هامش
( 1 ) . همان ، ح 4 . ( 2 ) . قرب‌الاسناد ، ص 267 ، ح 1062 ؛ وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 370 ، باب 5 ، ح 6 . ( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 13 ، ص 71 ، باب 11 ، ح 10 .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 502 | على محمدى خراسانى