مسألهء هفتم : بيع مبيع معين به فرد ثالث قبل از حلول اجل
آخرين مسئله در باب بيع نقد و نسيه راجع به اين است كه : اگر كسى متاع معين خارجى و شخصى را به ثمن مدتدارى خريدارى كند ( مثلًا اين كتاب يا آن منزل را به معاملهء نسيه از صاحبش خريدارى كرده ) پس از حلول اجل و نقد شدن ثمن كه بحثى نيست و يقيناً خريدار مىتواند مبيع خارجى را به هركسى كه بخواهد و به هر شكل كه بخواهد بفروشد ( نقد يا نسيه ، به مالك قبلى يا به فرد ثالث ، به همان ثمنى كه خودش خريده بود يا به ثمن ديگر و از جنس ديگر . ) ولى سخن در اين است كه قبل از حلول اجل هم مىتواند بفروشد ؟
مىفرمايد : فرقى ميان قبل و بعد نيست ، مشترى مالك متاع شده و از هماكنون حق دارد آن را به ديگرى بفروشد چه زمان نقد شدن ثمن رسيده باشد يا نرسيده باشد ، به جنس همان ثمنى كه خودش خريدارى كرده يا به جنس ديگر ( به درهم خريده حالا هم به درهم بفروشد يا به دينار . ) قيمتى كه مىفروشد مساوى باشد با قيمتى كه خودش خريده يا بيشتر از آن باشد يا كمتر از آن ، به صورت نقد بفروشد يا نسيه و مدتدار ، مگر در يك صورت و آن اين كه در ضمن معاملهء اول شرط كرده باشند كه دوباره به خود بايع اولى بفروشد و او اين مال را از مشترى قبول كنند به معاملهء ثانى كه اين اشكال دارد ، پس يك مستثنى منه و حكم كلى درست شد كه اصل جواز بيع اين متاع حتى به بايع اولى باشد و يك استثنا و تبصره درست شد كه فرض اشتراط مذكور باشد .
امّا دليل حكم در مستثنى منه يا اصل جواز بيع دوباره به نحو مطلق : اصل مطلب اجماعى است و احدى در آن مخالف نيست مگر نسبت به بعضى از صور مسأله كه شيخ طوسى در نهايه « 1 » و تهذيب « 2 » و استبصار « 3 » از آن ممانعت كرده و بيع را جايز ندانسته و آن صورت بيع دوباره مبيع به خود بايع اولى است آن هم با اين قيد كه بعد از حلول مدت باشد و به جنس همان ثمن باشد كه خودش خريده و مساوى هم نباشد يعنى يا به كمتر بفروشد يا به بيشتر كه اينجا را شيخ منع كرده است .
سخن شيخ در نهايه اين است : اگر كسى متاعى را به صورت نسيه خريدارى كند و مدت آن فرا رسد و مشترى پول نداشته باشد كه به بايع بدهد ، بايع مىتواند متاعى را كه به او فروخته بود دوباره از او خريدارى و اخذ كند به شرط اين كه به كمتر از ثمن قبلى آن نباشد و اگر به كمتر از آن بگيرد صحيح نيست ، آرى اگر از مشترى متاع ديگرى بگيرد به قيمت متاعى كه خودش به او فروخته اشكال ندارد « 4 » ( ولو به قيمت كمتر باشد . )
شهيد اوّل فرموده : عدهاى هم از شيخ طوسى پيروى كرده و فتواى مذكور را دادهاند . ظاهر
هامش
( 1 ) . النهايه ، ص 388 .
( 2 ) . تهذيب ، ج 7 ، ص 33 ، ح 137 .
( 3 ) . استبصار ، ج 3 ، ص 77 ، ح 256 .
( 4 ) . النهاية ، ص 388 .