تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
بگيرد باز ضرر از ريشه جبران نمىشود تا نوبت به خيار فسخ نرسد ، لذا شارع مقدس ضرر را تدارك و جبران كرده و براى مشترى خيار فسخ قرار داده است ، حال كه جعل خيار فسخ براى دفع ضرر صبر بر معيب است ، مىگوييم : اين تا زمانى است كه عين معيب باقى باشد ولى وقتى تلف شد حكمت و فلسفهء خيار هم ( دفع ضرر ) منتفى مىشود و خود خيار فسخ هم منتفى مىشود . ( البته مىتواند بابت عيب قديم ارش بگيرد ولى حق رد او ساقط است . ) قوله : او يقال انه اذا كان . . . : مورد دوّم كه با تلف عين ، خيار باقى نمىماند آن‌جائى است كه اصلًا در دليل خيار عنوان جواز رد آمده نه عنوان خيار ( يعنى به‌جاى اين كه بفرمايد : طرف خيار دارد ، مثل « البيّعان بالخيار » ، « صاحب الحيوان بالخيار » و . . . فرموده : طرف شرعاً مىتواند متاع را رد كند ، « يجوز الرد » در اين موارد هم حق الخيار طرف مخصوص صورت تحقق رد است چون روى اين عنوان تكيه شده و اين فرع بر بقاء عين است چون با تلف عين امكان رد منتفى است ، پس حق رد يا خيار هم منتفى است . قوله : مع قيام الدليل على سقوط الخيار . . . : اين قسمت به فراز قبل و صورت اول مربوط است كه سخن از حكمت خيار بود و در واقع دفع دخل است كه اگر كسى بگويد : دفع ضرر صبر بر معيب حكمت خيار است نه علت ان پس ممكن است خود خيار مختص به اين فرض نباشد و مطلق باشد ، جوابش اين است كه تنها حكمت نيست ، بلكه در مواردى مثل خيار تدليس و خيار عيب دليل خاص داريم كه با تلف معيب يا مدلّس فيه ، خيار رد باطل مىشود و ما تابع دليل هستيم و خيلى روى حكمت مذكور هم تكيه نداريم . قوله : نعم هنا موارد تأملوا فى ثبوت الخيار مع التلف : اصل مطلب اين شد كه با تلف عين اگر عقد باقى باشد خيار هم باقى است ( شك هم بكنيم استصحاب بقاء خيار جارى مىشود . ) سپس دو مورد را در فراز « اللهم الا ان يقال » جدا كرديم كه حتماً با تلف عين خيار باطل مىشود و اين‌ها موارد قطعى بود . حال مىفرمايد : مواردى هم وجود دارد كه جاى تأمل دارد و صاف نيست و مورد اشكال واقع شده كه با تلف عين ، خيار ثابت باشد يا حتى از كلام فقهاء استفاده مىشود كه خيار باقى نيست . اينك چهار مورد از اين موارد مشكوك و محل بحث را ذكر مىكنيم : الف : در بيع مرابحه‌اى ( كه فروشنده مىگويد : اين جنس را به فلان مبلغ خريده‌ام و فلان مقدار سود مىخواهم ، مثلًا صد تومان خريده‌ام و به صد و بيست تومان مىفروشم . ) اگر پس از معامله و تلف متاع ، معلوم شد كه بايع دروغ گفته و سرمايه صد تومان نبوده بلكه كم‌تر بوده ، آيا مشترى خيار فسخ دارد يا نه ؟