قوله : هذا كله اذا تلف بافة سماويّة . . . :
تلف مبيع در زمان خيار مشترى گاهى به آفت سماوى است يعنى طرفين يا فرد ثالث افراط يا تفريطى مرتكب نشدهاند و موجب اتلاف مبيع نگرديدهاند بلكه خودبهخود تلف شد يا به اجل الهى هلاك شد ، تا به حال بحثها در اين رابطه بود و ديديم كه بايع ضامن است و معناى ضمان هم بيان شد .
و گاهى به اتلاف شارع مقدس است يعنى حكم شارع به اتلاف مبيع ، مثلًا گوسفندى مورد تجاوز انسانى قرار گرفته و شارع امر به نابودى آن كرده در اين فرض هم مطلب همان است كه بايع ضامن است .
ولى گاهى به اتلاف انسانى است كه عمداً مبيع را نابود كرده است ، در اين فرض اگر خود ذىالخيار يعنى مشترى آن را تلف كرده و تصرف متلف انجام داده ، قطعاً معامله صحيح و لازم مىشود و حقالخيار او ساقط مىشود ( البته اگر طرف مقابل هم خيار داشته باشد ، خيار او ساقط نمىشود مگر راضى به اتلاف باشد ولى خيار خود متلف ساقط مىشود و تعبير « من جهته » اشاره به همين است . )
و اگر طرفى كه خيار ندارد يعنى بايع ( مثلًا ) مبيع را تلف كند حقالخيار مشترى ساقط نمىشود بلكه به قوت خود باقى است ( مگر راضى به اتلاف باشد ) و در نتيجه مخير است معامله را امضاء كند و از بايع قيمت عين تالف را بگيرد به حكم « من اتلف مال الغير فهو له ضامن » و يا معامله را فسخ كند و ثمن يا مثل آن را از بايع بگيرد .
و اگر به اتلاف اجنبى و فرد ثالث باشد باز ذىالخيار مختار است كه معامله را امضاء كند يا فسخ نمايد و اگر فسخ كرد قيمت عين تالف را از چه كسى بگيرد ؟ آيا معيّنا به متلف رجوع كند و قيمت را از او بگيرد ؟ يا معيّناً به طرف معامله رجوع كند و از او بگيرد ( كه مشترى است و البته او هم حق دارد به متلف رجوع كند و در نهايت ضمان بر تلفكننده است . ) ؟ يا مخير است بين رجوع به متلف يا به طرف معامله ؟
وجوهى در مسأله مطرح است :
1 . حق دارد به متلف رجوع كند ، به دو دليل : يكى اين كه او عين را تلف كرده و بدل عين كه قائم مقام خود عين است به ذمه او آمده و بر عهدهاش مستقر شده ( قائم مقامىِ بدل هم در تمام جهات است از جمله دخول بدل در ملك مالك عين مثل خود عين . ) بنابراين اگر مشترى معامله را فسخ كرد و پولش را پس گرفت ، بايع هم كه مالك عين بود به متلف رجوع مىكند و بدل عين را از او مىگيرد .
دليل ديگر اين كه بحثى است كه ملاك قيمت روز تلف مبيع است يا قيمت روز فسخ
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 460
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٦٠