آنگاه از دو حال خارج نيست يا اين چهار روايت كه مىگفت بايع ضامن است به كمك قانون تلازم ، مخصص عمومات صحت بيع و حليت تصرف و جواز اكل مىشوند كه در نتيجه حق با قول دوم مىشود و عمومات بر بعد از انقضاء خيار حمل مىشوند و قبل از آن مال مخصِّص است .
و يا اين روايات به كمك ادلّهء قول مشهور ( رواياتى از باب خيار است و عمومات صحت و حليت بيع ) قانون تلازم را تخصيص مىزنند و نتيجه اين است كه همهجا مالك ضامن است مگر در مدت خيار كه مالك ( مشترى ) ضامن نيست و بايع ضامن است به دليل روايات مذكور .
و چون هيچ كدام اولويت ندارند كه اين روايات مخصص او باشد پس ما شك مىكنيم كه آيا مبيع در زمان خيار از ملك بايع خارج شد و به ملك مشترى درآمد يا خير ؟ اصل عدم حدوث ملك جارى مىشود كه استصحاب عدم است يعنى تا لحظهء عقد كه مبيع ملك بايع بود ، پس از عقد و قبل از انقضاء خيار شك مىكنيم كه بر ملك بايع باقى است يا منتقل شد به مشترى ؟ استصحاب بقاء مبيع بر ملك بايع جارى مىشود يا استصحاب عدم انتقال به مشترى جارى مىشود و در نتيجه به نفع شيخ طوسى و پيروان او حكم مىشود .
قوله : و لكن هذا فرع التكافؤ المفقود فى المقام . . . :
ولى اين بيان هم مخدوش است زيرا فرع بر اين است كه ميان مخصص بودن روايات نسبت به عمومات صحت ، با مخصص بودن آنها نسبت به قاعدهء تلازم ، تكافو و تساوى باشد تا تساقط كنند و نوبت به اصل عملى برسد ، در حالى كه به دلايل متعدد اين تكافُو در مقام بحث ما مفقود است و مهمترين دليل عبارت است از شهرت فتوائى محقق و محصل ( كه خود ما تحصيل كردهايم ) و اجماع منقول از ابن ارديس در سرائر هم مؤيد آن است و اين شهرت و اجماع يا يك دليل جدا است و يا لااقل عمومات حليت و تجارت و جواز اكل را ترجيح مىدهد و نوبت به اصل عملى نمىرسد . پس بالاخره بعد اللُتَيَّا والَّتى حق با مشهور است و ملكيت به نفس عقد حاصل مىشود و متوقف بر انقضاء خيار نيست .
قوله : ثم ان مقتضى اطلاق ما تقدم : از طرفى عبارت شيخ طوسى در كتاب مبسوط و خلاف كه در اوايل مسأله ذكر شد و فرمود : اگر عقد مطلق باشد و كليهء خيارات اسقاط شود به نفس عقد ملك مىآيد چون خيارى نيست ولى اگر عقد مقيد و مشروط باشد به شرط خيار ( و طرفين يا يك طرف براى خودش خيار قرار دهد ) محل نزاع است ( مشهور مىگويند : اصل ملكيت به خود عقد حاصل مىشود و لزوم آن پس از انقضاء خيار است ، ولى شيخ طوسى و بعضى گفتند : اصل ملك موقوف است بر انقضاء خيار . ) حال سخنان شيخ طوسى در دو كتاب اطلاق دارد يعنى فرق
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 441
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٤١