خيارى ندارد و معامله صحيح و لازم است و خيار با رد مثل ثمن حادث مىشود ، بنابراين اگر نمائات مال مشترى است ، تلف از ملك او است . همهءاينها روى قاعده است و اين احكام به ضرر شيخ طوسى نيست ، زيرا او مىگويد : در زمان خيار ، مشترى مالك مبيع نيست نه در زمان لزوم معامله .
ولى اين هم قابل جواب است به اين كه در همان مسأله آورديم كه خيار از هنگام عقد هست و حدوث آن مشروط به ردّ مثل ثمن نيست و لذا قابل اسقاط است ، آرى استفاده از خيار و اعمال آن منوط و موقوف به رد ثمن است ، بنابراين از اول عقد تا يك سال خيار هست و معذلك منافع مبيع مال مشترى است ، تلف از او است و . . . و اين به ضرر شيخ طوسى است .
البته اين را انكار نمىكنيم كه روايت باب خيار به شرط رد ثمن ، قابل حمل بر اين احتمال هست كه خيار بعد از رد ثمن حادث شود و شيخ طوسى مىتواند بفرمايد : « اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال » . ولى اين هم به دو بيان قابل جواب است :
اوّلًا حديث اطلاق دارد و شامل مىشود هم فرضى را كه خيار پس از رد ثمن درست مىشود و اينگونه شرط مىكنند و هم موردى را كه از اول معامله شرط خيار مىكنند كه از حالا خيار داشته باشم منتها با اين قيد كه هر لحظه رد ثمن كردم بتوانم اعمال خيار كنم و اگر در اين فرض هم آن احكام جارى شد پس به ضرر شيخ طوسى است و دلالت دارد كه در زمان خيار هم مشترى مالك مبيع است .
ثانياً شيخ طوسى مطلقاً طرفدار توقف است يعنى چه در خيار متصل به عقد كه از لحظهء عقد تا يك سال يا ده روز خيار داشته باشد و چه در خيار منفصل از عقد كه از ده روز بعد يا يك ماه بعد يا از هنگام رد ثمن خيار داشته باشد . در اينجا هم مىگويد تا آن مدت نيايد و نگذرد مشترى مالك نيست پس كسى نمىتواند به دفاع از شيخ طوسى بگويد : در خيار به شرط رد ثمن تا ثمن را نياورد معامله صحيح و لازم است و از اين جهتنماء مال مشترى است . . . . خير اين نظر مدافع است و گرنه نظر شيخ طوسى اينگونه نيست . پس بالاخره روايات باب خيار به شرط رد ثمن هم دليل ديگرى در مورد بحث ما به نفع مشهور و به ضرر شيخ طوسى است .
دليل ششم : قوله : و ربما يتمسك بالاخبار الواردة فى العينه . . . :
از اينجا به بعد دليلهايى را ذكر مىكنند كه برخى براى اثبات رأى مشهور به آن استناد كردهاند ولى خود شيخ در آنها مناقشه دارد ولى مطرح مىكنند و آنها پنج دليل است كه با پنج دليل قبل ده دليل مىشود :
دليل اول از اين چهار دليل و دليل ششم از مجموع ادله عبارت است از رواياتى كه در مورد
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 432
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٣٢