تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
( مرحوم شهيدى در هداية الطالب بقيهء عبارت مبسوط را آورده و وجه تأمل شيخ اعظم را بيان كرده و مناقشه هم كرده است كه طالبين به آن كتاب ارجمند مراجعه كنند . ) « 1 » قوله : و قال ابن سعيد . . . ، تاكنون كلام شيخ طوسى رسيدگى شد كه مخالف مشهور است يا موافق ، حال از جمله مخالفين با مشهور ابن سعيد حلى است كه در كتاب الجامع فرموده : مبيع به سبب عقد و انقضاء خيار هر دو ، به ملك مشترى داخل مىشود و بعضى گفته‌اند كه با عقد مالك مىشود ولى تصرفات او نافذ نيست مگر پس از انقضاء خيار « 2 » از ابن جنيد اسكانى نيز قول به توقف ملك بر انقضاء خيار حكايت شده است كه در اوايل مسأله گذشت بنابراين مشهور برآنند كه مبيع به نفس عقد به ملك مشترى داخل مىشود و از نظر لزوم متوقّف برگذشت مدت خيار است . حال عده‌اى مىگويند تصرف مشترى هم در اين مدت صحيح و نافذ است حتى تصرف ناقل و متلف كه در مسألهء قبل گذشت . و جمعى مىگويند : حق تصرف ندارد . و در برابر مشهور شيخ طوسى و ابن سعيد حلى و ابن جنيد برآنند كه مبيع پس از انقضاء خيار به ملك مشترى داخل مىشود و نفس عقد كافى نيست . قوله : و كيف كان فالاقوى هو المشهور : شيخ طوسى موافق مشهور باشد يا نباشد ، كلام او قابل حمل بر مراد مشهور باشد يا نباشد ، نظر خود ما اين است كه قول مشهور قوىتر است و به نفس عقد ، مشترى مالك مبيع مىشود و منتظر گذشت مدت خيار نيستيم ( آرى تا خيار هست ملك متزلزل است نه اين كه مالك نيست . ) دلايل گوناگون قول مشهور و شيخ اعظم : در مجموع به ده دليل مىرسد كه اكثر آن‌ها مورد قبول شيخ اعظم نيست و برخى را قبول دارند كه به ترتيب متن ذكر مىكنيم : دليل اوّل : عمومات ادلّهء حليت بيع از قبيل ( احل اللَّه البيع ) . « 3 » دليل دوّم : عمومات ادلهء اكل مال اگر همراه با تجارت عن تراضٍ باشد ( الّا ان تكون تجارة عن تراض ) . « 4 » كيفيت استدلال به هر دو دسته مثل هم است و آن اين كه ظاهر اين عمومات اين است كه خود عقد ( بيع ، تجارت و . . . ) علت تامه جواز تصرف است و خدا بيع را حلال كرده يا حليت وضعى است كه صحيح قرار داده و يا علىالظاهر حليت تكليفى است كه تصرف در مبيع حلال و جايز است و مبيع شدن به نفس عقد است ، يا تجارت همراه با تراضى موجب جواز اكل و تصرف است و مىدانيم كه جواز تصرف و حليت آن در باب معامله ، عامل ديگرى ندارد جز مسألهء
هامش
( 1 ) . هداية الطالب ، ص 591 . ( 2 ) . الجامع للشرايع ، ص 248 . ( 3 ) . سورهء بقره ، آيهء 275 . ( 4 ) . همان ، آيهء 188 .