تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
ورثه مىرسد ، يا استصحاب عدم انقطاع حق با موت جارى شود ( اول استصحاب وجودى بود و اين استصحاب عدمى است . ) قلت : اين استدلال هم مشكل است زيرا در استصحاب حكم ، بايد موضوع محرز شود و موضوع شخص مستحق است كه حق قائم به او است نه ديگران روى الان مرده است پس موضوع عوض شده يا محرز نيست و تا موضوع احراز نشود جاى استصحاب حكم يعنى حق‌الخيار نيست . در پايان مرحوم شيخ خود را به اين نحو راضى مىكنند كه ما بر خود حكم ( موروث بودن خيار ) اجماع داريم و همين ما را بس است . حال حق بودن خيار ثابت بشود يا نه ، قابل انتقال بودن به ورثه ثابت بشود يا نه . پس اصل اين كه خيارات به همه اقسامش به ارث برده مىشوند جاى بحث نيست .

ارث خيار تابع ارث مال نيست

قوله : بقى الكلام فى انّ ارث الخيار ليس تابعاً لارث المال . . . : در حقيقت از اين‌جا احكام و مسائل مربوط به ارث الخيار مطرح مىشود كه بقيهء احكام ارث الخيار را به صورت « مسألة » بيان خواهند كرد و اين حكم را با عنوان « بقى الكلام » ذكر كرده‌اند به هر حال ما جدا عنوان مىكنيم و ربط نمىدهيم به اصل ارث الخيار . آيا به ارث بردن خيار تابع به ارث بردن مال است ؟ يعنى هركس كه بالفعل وارث اموال ميت است همان كس يا كسان وارث خيار مورث هستند ؟ يا تابع وارث مال بودن نيست ، كسانى هم كه فعلًا از مال ارث نمىبرند و به دلايلى محروم از ارث هستند خيار را ارث مىبرند و مىتوانند اعمال خيار كنند ؟ ثمرهء اين بحث در اين‌جا ظاهر مىشود كه : اگر ميت دين مستغرق دارد يعنى بدهكارى او به اندازهء تمام تركهء او يا بيش‌تر از ان است و همه را بايد به طلب كارها بدهند و در نتيجه فعلًا مالى به وارث منتقل نمىشود و وارث فعلى اموال نيست ولى اگر ارث خيار تابع ارث مال نباشد ، وى خيار پدر را ارث مىبرد و مىتواند اعمال خيار كند ، آرى اگر تابع باشد خيار را ارث نمىبرد چون مالى به ارث نبرده است . قوله : ولو كان الوارث ممنوعاً لنقصان فيه . . . : ممنوعيت وارث از ارث بردن چند عامل دارد : يكى همان كه ذكر شد كه دين مستغرق پدر مانع از ارث فرزندان شده است . عامل ديگر اين است كه خود وارث شرعاً نقصانى دارد كه نمىتواند ارث ببرد مثلًا برده است و ما قائليم كه برده مالك نمىشود ( عبداً مملوكاً لايقدر على شيئى ) يا قاتل است و پدر خود را كشته و روايت مىگويد : « القاتل لايرث شيئاً » يا كافر است و روايات مىگويد : « الكافر لايرث شيئاً » اگر مانع وارث از ارث بردن اين جهات نقص باشد بايد بدانيم كه چنين كسى