تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧

4 . معناى اصطلاح اصولى شرط

قوله : كما اىّ استعماله فى السنة اهل المعقول : 4 . اصطلاح دوم مخصوص اهل معقول و علماى اصول است كه از شرط معناى خاصى را اراده مىكنند كه در مقابل مقتضى و معد و عدم المانع و سبب يا علت تامه است و منظورشان از شرط خصوص آن چيزى است كه « يلزم من عدمه العدم و لايلزم من وجوده الوجود » مثل تماس آتش با فرش كه اگر نباشد احراق هم نيست ولى چنين نيست كه اگر تماس بود حتماً احراق باشد زيرا شايد مانعى مثل رطوبت جلوى احراق را مىگيرد . حال كه با دو معناى عرفى و دو معناى اصطلاحى شرط آشناشديم مىگوييم : اگر كلمهء شرط در استعمالات عرف عام به‌كار رود قطعاً بر يكى از دو معناى اصطلاحى آن حمل نمىشود بلكه بر يكى از دو معناى لغوى آن حمل مىشود آن‌گاه اگر قرينه معيّنه بر معناى اوّل ( مصدرى و حدثى ) اقامه شد بر همان حمل مىشود و اگر قرينه بر معناى دوم ( اسمى و جامد ) اقامه شد بر همان حمل مىشود و اگر قرينه بر هيچ كدام نبود اجمال پيدا مىشود و سخن مشتمل بر اين كلمه قابل استدلال نيست . قوله : و ظهر ايضاً انّ المراد بالشرط : از دو معنايى كه براى شرط گفتيم و نيز در معناى اوّلى گفتيم كه كثيراً شرط مصدرى به معناى خود التزام و الزام است و گاهى مجازاً در ملتزم به يا ملزم به استعمال مىشود از باب ذكر مصدر و اراده اسم مفعول ، روشن مىشود كه مراد از شرط در حديث معروف « المؤمنون منه شروطهم » مردد است بين معناى حقيقى اوّل يعنى خود الزام و التزام مراد است « اى المؤمنون عند الزاماتهم على انفسهم » و يا معناى مجازى اين معناى حقيقى يعنى مشروط و ملتزم ، « اى المؤمنون عند ملتزماتهم » ، و بين معناى حقيقى دوّم « اى مايلزم من عدمه العدم » و تعيين هريك نيازمند قرينه است . ( ضمناً يك نكته را بايد عنايت كرد : شيخ اعظم قبلًا در بيان معناى دوّم تعبير « مايلزم من عدمه العدم » را آوردند ولى اين‌جا تعبير را عوض كرده و فرموده‌اند : وامّا به معنى « جعل الشيئى شرطاً بالمعنى الثانى » ، بعد هم تفسير كرده‌اند به التزام عدم شيئى عند عدم آخر ، وجه اين عدول آن است كه : بلاشك معناى « شروطهم » در حديث كه اضافه به مؤمنان دارد عبارت است از شروطى كه از سوى مؤمنين حادث مىشود و آن‌ها فاعل شرطاند و شرط فعل آن‌ها است و چون شرط به معناى حقيقى دوّم ، معناى حدثى و مصدرى ندارد كه قابل اسناد و اضافه به مؤمنان باشد از نوع اضافه و اسناد فعل به قاعل مگر به تأويل شرط به معنى جعل شرطيت لذا شيخ تعبير را عوض كرد
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 217 | على محمدى خراسانى