تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢

شروط ضمن عقد

پس از فراغت از بيان هفت قسم خياراتى كه در مكاسب آمده ، راجع به شروط ضمن عقد بحث مىكنند و در اين رابطه چند بحث مطرح است : 1 . بيان ماهيّت شرط 2 . بيان انواع شرط 3 . بيان شرايط شرط صحيح 4 . بيان احكام شرط صحيح 5 . بيان احكام شرط فاسد .

مبحث اول : چهار معنى براى شرط

امّا مبحث اوّل : براى شرط چهار معنى ذكر مىكنند كه دو معنى عرفى ( لغت و عرف عام ) و دو معناى ديگر اصطلاحى ( خاص اهل نحو و اهل معقول ) است .

1 . معناى حدثى و مصدرى شرط

1 . معناى حدثى و مصدرى كه عبارت است از الزام يا التزام به امرى ( الزام يعنى ديگر يرا به چيزى ملزم ساختن كه كار شارط يعنى شرطكننده است و التزام يعنى چيزى را به عهده گرفتن و ملتزم به انجامش شدن كه كار مشروط عليه است و در واقع شارط او را به امرى ملزم مىكند و او به آن كار ملتزم مىشود و تعهّد مىسپارد كه پاىبند باشد . ) كلمهء شرط به اين معنى مصدر باب شَرَطَ يشرط مىباشد ، اسم فاعل آن « شارط » است كه به شخص ملزم‌كننده مىگويند كه فلان امر را شرط مىكند ، و خود آن امر مورد شرط را « مشروط » مىگويند ، و شخصى را كه به نفع او اين شرط شده « مشروط له » مىگويند ، و كسى كه به ضرر او شرط محقق شده « مشروط عليه » مىگويند . صاحب كتاب القاموس المحيط مىگويد : « الشرط الزام الشيئى و التزامه فى البيع و غيره » « 1 » ( به قول مرحوم شهيدى : « الاوّل بالقياس الى الشارط و الثانى بالقياس الى المشروط عليه » . ) « 2 » قوله : و ظاهره كون استعماله : به‌طور كلى شرط يا الزام از جهتى سه قسم است : 1 . شرط ابتدائى : ابتدا به ساكن چيزى را شرط كند و به گردن طرف مقابل بگذارد بدون اين‌كه در ضمن عقدى از عقود يا معامله‌اى از معاملات باشد مانند احكام الهى كه چيزى را واجب يا حرام مىكند و به گردن مكلف مىگذارد و آن‌ها را به انجام يا ترك آن ملزم مىسازد بدون اين‌كه
هامش
( 1 ) . القاموس المحيط ، ج 2 ، ص 368 . ( 2 ) . هداية الطالب ، ص 560 .