مباحث ارش ( ماهيت و احكام آن )
مبحث اول : ارش در لغت و اصطلاح
مكرر گفتيم كه در خيار عيب دو چيز مطرح است : يكى ردّ و يكى ارش ، راجع به ردّ مفصل بحث شد و مسأله روشن است ، راجع به خود عيب هم از لحاظ ماهيّت و مصاديق آن بحث شد ، وامّا راجع به ارش تا به حال بحث نشد ، اينك در مبحث پايانى خيار عيب ، راجعبه ماهيّت ارش و احكام آن بحث مىكنيم و در آن چند بحث است :
مبحث اوّل : معنا و مفهوم ارش در لغت عرب و در اصطلاح فقهاء :
امّا در لغت : فيروزآبادى در كتاب قاموس ارش را به معناى ديه گرفته و گفته : ارش همان ديه است . « 1 » ( و مقيد نكرده كه ديهء چه چيزى ؟ پس اعم از ديهء جراحت و نقص بدنى يا ديهء قتل و مانند آن است . )
جوهرى در صحاح « 2 » و فيومى در مصباح « 3 » گفتهاند : ارش به معناى ديه جراحات ( نقص عضو ) است ، نيز گفتهاند : ارش در اصل به معناى فساد است . « 4 » ( كه فساد سبب ديه است و لفظى كه براى سبب وضع شده بود در مسبّب استعمال شده به علاقهء سببيت و مسببيّت ، تا آنجا كه در اثر كثرت استعمال حقيقت شده در ديهء جراحت . )
وامّا در اصطلاح : ارش در كلام فقها ، بر مالى اطلاق مىشود كه بهعنوان عوض از نقصى گرفته مىشود كه آن نقص چند خصوصيت دارد : يكى اين كه مضمون است يعنى طرفى كه باعث اين نقص شده يا اين نقص نزد او و در دست او حادث شده ضامن آن است و بايد از عهده برآيد و ضرر به او مىرسد ، و ديگرى اين كه اين نقص مقدر شرعى هم نداشته باشد يعنى در شريعت عوض و بدل آن تعيين نشده كه چه مقدار و از چه چيزى بايد بپردازد ، پس امورى كه مثل دست و پا و چشم و . . . مقدر شرعى دارند ، ديهء آنها را ارش نمىگويند . ) ضمناً فرقى ندارد كه اين نقص ، در مال طرف پيدا شود و نقص مالى باشد يا در بدن او پيدا شود و نقص بدنى باشد ، و نيز فرقى ندارد كه نقص وصفى باشد يعنى وصف صحّت شيئى از بين رفته باشد يا نقص كمّى باشد يعنى جزئى از مبيع تلف شده باشد ، ( و نيز فرقى ندارد كه عمداً بايع اين نقص را بر مال يا بدن وارد كند يا خطاً و يا اصلًا او وارد كننده نيست و به آفت سماوى نزد او اين نقص پديد آمده باشد . ) و در
هامش
( 1 ) . القاموس المحيط ، ج 2 ، ص 261 .
( 2 ) . صحاح اللغه ، ج 3 ، ص 995 .
( 3 ) . المصباح المنير ، ص 12 .
( 4 ) . دو آدرس قبلى .