تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
ناروا مىدهد ( كه حدّ شرعى دارد ) ، شارب‌الخمر است ، قمارباز است و . . . آيا اين‌ها عيب محسوب مىشوند ؟ علّامه در تذكره فرموده : عيب بودن اين‌ها محل اشكال است و خودشان عيب نبودن را تقويت كرده‌اند . « 1 » و باز فرموده‌اند : اگر مملوك آدم پرحرفى است كه هر حرف حق و باطلى را مىزند ، يا صداى درشتى دارد يا بىادب است ، يا ولدالزنا يا آوازه‌خوان يا حجامت‌گر يا پرخور ، يا كم‌خوراك است ، اين‌ها عيب نيستند و هيچ كدام موجب رد نمىشوند . ولى اگر حيوان كم‌خوراك باشد عيب و موجب ردّ است ، وامّا اگر كنيزى عقيم و نابارور باشد آيا موجب ردّ است ؟ خير ، چون يقين نداريم كه عيب از ناحيهء كنيز باشد ، شايد عيب از ناحيهء شوهرش باشد يا لعارض فعلًا حامله نمىشود ، پس عيب بودنش محرز نيست . « 2 » و بالاخره علّامه در تذكره در پايان بحث از موجبات رد ، فرموده : ضابطهء كلى اين است كه هرآن‌چه كه موجب نقصى در خود عين يا در قيمت آن مىشود به گونه‌اى كه موجب تفويت غرض صحيح عقلائى از مبيع مىگردد ، ضمناً عيبى هم نيست كه غالب باشد ( مثل ثيبوبت ) بلكه غالب در امثال آن مبيع ، نبود اين خصوصيت است ، چنين چيزى عيب و موجب رد است و هر خصوصيتى كه موجب اين ويژگىها نباشد عيب نيست و موجب رد نمىشود . « 3 »
هامش
( 1 ) . همان . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . همان .