تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
سه بار فرار كرده باشد و عرفاً بگويند فلان عبد معتاد به فرار شده و عادت كرده ، تا حق ردّ بيايد ؟ مىفرمايد : در مسألهء دو قول است : 1 . اعتياد لازم است زيرا بدون اعتياد شك در عيب بودن آن داريم و در امورى كه خلاف اصل است ( اصالة اللزوم در معامله كه تزلزل و جواز رد خلاف آن است ) بايد به قدر متيقن اكتفا شود و آن صورت عادت به فرار است ، پس يك مرتبه كافى نيست . 2 . يك بار هم كافى است زيرا عرف و عقلا نفس اباق و فرار كردن را ولو يك بار باشد عيب و نقص حساب مىكنند ، پس اعتياد لازم نيست . شيخ اعظم همين را تقويت مىكنند و مىفرمايند : ظاهر شرايع « 1 » و صريح تذكره « 2 » هم همين است . و در پايان مىفرمايند : اباق عند البايع اگر ثابت شود عيب است و لازم نيست نزد مشترى هم آبق شود تا حق رد بيايد بلكه چه نزد مشترى فرار كند يا نكند ، همين كه نزد بايع يك بار فرار كرده عيب است .

مسألهء هفتم : ته‌نشين روغن و مانند آن عيب است

يكى ديگر از مصاديق عيب عبارت است از : ثفل انواع روغن‌ها از روغن گوسفندى ، روغن زيتون ، روغن كتان و . . . ( مرحوم شهيدى در حاشيه فرموده : الثُفل بالضم ما استقر تحت الشيئى من كدره و وسخه . ) « 3 » يعنى آشغال و چرك و چيزهائى كه ته‌نشين مىشود خواه در آب آلوده باشد يا در مايعات ديگر ، و به تعبير بعضى روايات : دُردى روغن يا رُبّ آن ( نه ربّ انار و گوجه‌فرنگى و . . . ) ، به هر حال اگر دردى يا ته‌نشين روغن و مانند آن به اندازهء متعارف باشد ( مثلًا در يك كيلو روغن يك مثقال دردى پيدا شود ) بلامانع است و عرف آن را عيب حساب نمىكند و معامله صحيح و لازم است ، ولى اگر بيش از مقدار متعارف و خارج از عادت باشد عيب است و موجب خيار عيب مىشود يعنى مشترى حق دارد معامله را فسخ كند و مبيع را رد كند به بايع ، يا امضا كند و ارش بگيرد ، دليل مطلب دو امر است . 1 . وجود دُردى خارج از متعارف بر خلاف آن چيزى است كه غالب افراد فلان روغن واجد آن هستند ( مثلًا در نود درصد موارد در يك كيلو روغن يك مثقال دردى يافت مىشود ولى در اين روغن مورد معامله در يك كيلو چند مثقال دردى هست ) و از راه غلبهء افراد كشف مىكنيم كه اين بر خلاف مقتضاى خلقت و صنع اصلى شيئى است و قبلًا گفتيم از دو راه مىتوان فهميد كه چيزى بر خلاف ايجاد اوّلى شيئى باشد و يكى همين راه بود كه خلاف مقتضاى اغلب افراد باشد ( ضمناً
هامش
( 1 ) . شرايع ، ج 2 ، ص 37 . ( 2 ) . تذكره ، ج 1 ، ص 538 . ( 3 ) . هداية الطالب ، ص 541 .