تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
دو چيزى كمال يا عيب بود كه بحثى نيست ولى اگر در موردى اين دو ملاك بايكديگر تعارض كردند ، تكليف چيست ؟ يعنى اگر به حكم حقيقت اصلى چيزى عيب بود ولى به حكم اغلب افراد عيب نبود يا بالعكس يعنى به موجب حقيقت اصلى عيب نبود ولى به اقتضاى اغلب افراد عيب بود چه بايد كرد ؟ و مقتضاى كدام مقدم است ؟ مرحوم شيخ اوّل مىگويد : برخى گفته‌اند : مقتضاى اغلب افراد يا حقيقت ثانوى را مقدم داشته و رجحان داده‌اند و مسألهء صحت و سلامت شيئى يا كمال و مزيّت آن و يا عيب و نقص را با حقيقت ثانوى بايد بسنجيم و اين ملاك است ، شاهد اين رجحان آن است كه در مورد ضيعه ( باغ و مزرعه ) مقتضاى خلقت اولى و حقيقت اصلى آن اين است كه خراج و ماليات نداشته باشد و خراج يك عيب و نقص است ولى از آن‌جا كه اغلب افراد ضيعه در خارج ماليات دارند لذا اصل خراج داشتن را عرف عيب حساب نمىكند و اين يعنى ترجيح دوّمى بر اوّلى ، آرى اگر در موردى زايد بر مقدار متعارف ماليات داشته باشد اين زيادى عيب محسوب مىشود ولى اصل آن در حدّ معمول عيب نيست . قوله : و لعلّ هذا هو الوجه . . . : آيا ثيبّه بودن در كنيزان عيب محسوب مىشود يا خير ؟ كثيرىاز فقهاء گفته‌اند : ثيبوبت عيب نيست و بلكه برخى ادعاى نفى خلاف كرده‌اند ، و اين فتوا و وجهش همان است كه مقتضاى حقيقت ثانوى مقدم باشد يعنى با اين كه بر حسب اصل خلقت ثيبوبت عيب است و باكره بودن سلامتى است ولى از آن‌جا كه اغلب افراد جاريه در خارج ثيّبه هستند عيب محسوب نمىشود ، اين فتوا نيز شاهد ديگرى است بر ترجيح حقيقت ثانوى بر اوّل . قوله : و قد ينعكس الامر . . . : نه‌تنها حقيقت ثانوى مقدم است بلكه گاهى قضيه برعكس مىشود يعنى بقاء شيئى بر حقيقت اصلى و اوّلىاش عيب و خروجش از آن نشانهء سلامت و عدم عيب است مثل اغلف بودن ( ختنه نشدن ) كه مقتضاى خلقت اصلى عبد است و از ما دركه متولد مىشود مختون نيست ولى مع ذلك اين امر در مورد عبد كبير ( بزرگسال ) عيب محسوب مىشود چون مخالف با وضع اكثر افراد عبد كبير است و مختون بودن شانه سلامتى است . مگر كسى بگويد : اغلف بودن به خودى خود عيب نيست بلكه از اين جهت عيب است كه بايد ختنه شود و اگر بخواهد او را ختنه كنند در معرض خطر واقع مىشود كه شايد بميرد يا نقص عضو پيدا كند و شاهد اين گفته آن است كه عيب بودن غُلفه مخصوص عبد كبير شد ، و در صيغر آن را عيب نمىدانند چون از ختانش خطرى پيش نمىآيد . به هر حال مقتضاى حقيقت ثانوى و اغلب افراد مقدم است .