تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨

قوله : و يبقى الفرق :

پس عقيدهء شيخ نيز وجه ثالث شد كه مغبون‌سلطنت بر قلع دارد ولى با پرداخت ارش ، حال‌گويا كسى مىپرسد : مشهور در مورد مشترىمفلّس فتوا دادند كه اگر بايع رجوع كرد و زمين راپس گرفت نسبت به نهالهائى كه مشترى در زمين‌غرس كرده حق قلع ندراد حتّى اگر ارش و تفاوت‌را بپردازد هم مجاز به قلع نيست بلكه بايد صبر كندو اجرت زمين را بگيرد . . . ، ولى در ما نحن فيه كه‌بيع غبنى است مىفرمائيد : مغبون پس از فسخ‌معامله و باز پس گرفتن زمين حق دارد نهالها را قلع‌كند و ارش به غابن بدهد ، و بلكه علامّه در باب‌شفعه فرمود : بدون پرداخت ارش و تفاوت هم‌حق قلع دارد ، حال ميان باب مفلّس با ما نحن فيه‌چه فرق است ؟ شيخ اعظم مىفرمايد : شايد فرق اين باشد كه در باب مفلّس اوّل كه زمين را خريد معامله لازم‌بود و ملكيّت مستقّر شد و وقتى هم كه نهال كارىمىكرد معامله لازم بود و بعد از آن مفلّس شد و معامله متزلزل شد و چون غرس سابق بر تزلزل‌است از قبيل بيع ارض مغروسه است كه خود زمين‌را مىفروشد و مشترى حق ندراد بگويد درختان‌را بايد از زمين من در آورى ، ولى در ما نحن فيه ( بيع غبنى ) ملكيّت غابن از اوّل متزلزل است ( بالفعل بنابر كاشفيّت ظهور غبن يا بالقّوه و شأناًبنابر شرط شرعى بودن ظهور غبن ) و غرس نهالهااز آغاز در ملك متزلزل حادث شده و حق مغبون‌سابق بر آن است و لذا مجاز است كه زمين را تخليه‌كند ولى براى اينكه غابن هم متضرّر نشود ارش وتفاوت را به او مىدهند .

قوله : ثم اذاجاز :

حال كه قلع جايز شد ( به قولى حتّى بدون ارش و به‌قول ما با ارش ) اين بحث مطرح مىشود كه آيامباشرت جايز است يعنى مغبون حق داردمستقيماً و بالمباشره نهالها را از ريشه در آورد و به‌غابن بدهد ؟ يا مباشرت جايز نيست و حق مطالبه‌از خود مالك غرس دارد ؟ سه وجه در اين رابطه‌نقل مىكنند : 1 - مباشرت جايز است ( زيرا از طرفى قاعدهءسلطنت مىگويد : مغبون بر مال خويش سلطه‌دارد و حق دارد زمين را از مال ديگرى تخليه كند ، از طرفى روايات مىگويد : تصرّف در مال ديگرىبايد به طيب نفس مالك باشد و بدون آن حق‌تصرّف
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 378 | على محمدى خراسانى