تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
اوّلًا اخبار مشهور رجحان دارد زيرا هم شهرت‌روايى دارند كه حتّى خود محمّد بن مسلم هم كه‌روايت « المتبايعان بالخيار » را نقل كرده ، روايات‌مشهور را هم نقل كرده كه دليل بر شهرت بالاىروايتىِ آن‌ها است و هم شهرت عملى دارند ومشهور بر آنها عمل كرده‌اند و از اين روايت اعراض‌كرده‌اند و اينها موجب رجحان اخبار قول مشهورمىگردد و نوبت به صحيحهء ابن مسلم نمىرسد . ثانياً بر فرض كه رجحان نباشد و دو دسته‌روايات مساوى باشند بايد گفت : تعارضا و تساقطاو نوبت مىرسد به عمومات لزوم وفاى به عقد ( كه‌مىگويد : اوفوا بالعقود ، يا مىگويد : اذا افترقاوجب البيع ) و قدر مسلّم از اين عمومات ، مشترىخارج شده و تا سه روز خيار حيوان دارد ولىخروج بايع مشكوك است از اصالة العموم‌استفاده كرده و حكم به لزوم بيع از سوى بايع‌مىكنيم . بنابر اين قول دوّم ( قول سيّد مرتضى ) ضعيف و غير قابل اعتنا است . 3 - قوله : نعم هنا قول‌ثالث : در مساله قول ثالثى وجود دارد و آن اينكه : ما روىعنوان مشترى تكيه نمىكنيم ، روى عنوان‌متبايعان هم تكيه نداريم بلكه روى عنوان « صاحب الحيوان » تكيه داريم و مىگوئيم : درمعاملهء حيوان هر كدام كه پس از معامله ، حيوان به‌او منتقل مىشود و او مالك حيوان مىشود و بر او « صاحب الحيوان » اطلاق مىشود همان طرف‌خيار حيوان دارد چه مشترى باشد يا بايع يا هر دو ، آن‌گاه اگر حيوان در معامله مبيع واقع شود و به‌مشترى منتقل شود ، پس از معامله وى صاحب‌حيوان است و خيار حيوان مال او است . و اگرحيوان ثمن واقع شود و به بايع منتقل شود ، بايع‌صاحب حيوان مىشود و خيار حيوان مال اواست . و اگر در معامله‌اى هم ثمن و هم مثمن هردو حيوان بود ، پس از معامله هر دو صاحب‌حيوان هستند و خيار حيوان براى هر دو ثابت‌است . پس ملاك صاحب حيوان شدن است . دليل اين قول اطلاق صحيحهء محمّد بن مسلم‌است كه مىفرمايد : « المتبايعان بالخيار مالم‌يفترقا » ، سپس مىفرمايد : « و صاحب الحيوان‌بالخيار ثلثة ايّام » « 1 » و كلمهء
هامش
( 1 ) . وسالئ الشيعه ، ج 12 ص 345 باب اوّل حديث 1 .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 164 | على محمدى خراسانى