باشد .
3 - آرى از آنجا كه انتفاء موضوع خيار يعنىمجلس معامله اكراهى و به زور بوده به حكمحديث رفع چنين افتراقى اثر ندارد و رافع خيارنيست و در نتيجه حدّ اكثر مىتوان گفت : حكممجلس كه خيار باشد باقى است نه خود مجلسمعامله كه قطعاً به هم خورده است حال كه خودخيار باقى است تا چه زمانى خيار دارند ؟ غايتخيار تا چه زمانى است شيخ طوسى فرمود : تازمانى كه مجلس زوال امتداد دارد ، شيخ اعظممىفرمايد : نصوص از بيان غايت اين خيار ساكتاست و همين اندازه مىگويد : خيار باقى است ولىتا كى ؟ معلوم نيست و در كليّه مواردى كه خسارمسلّم و ثابت باشد ولى از ادله غايت و امد آنمستفاد نباشد دو وجه وجود دراد :
1 - اينخيار فوريّت دارد يعنى بايد بلافاصله و در اوليّن فرصت ممكن ( آنِ پس از زوال اكراه ) اعمال خيار كند و گرنه خيارش ساقط مىشود . دليل اين وجه : اصلخيار داشتن خلاف اصلاوّلى در بيع ( اصالة اللزوم ) است و در امورى كهخلاف اصل باشد به قدر متيقّن اكتفا مىشود و قدرمتيقّن همان آنِ پس از زوال اكراه است و در ما زادبر آن به عموم « اوفوا بالعقود » رجوع كرده و حكم بهلزوم مىنمائيم .
2 - اين خيار تراخى دارد يعنى فورى و فوتىنيست و مىتوان تأخير انداخت و كماكان امتداددارد تا زمانى كه يكى از مسقطات خيار مجلس ( اسقاط قولى ، تصرّف ) بيايد ، و دليل اين وجهاستصحاب بقاء خيار است ( و اين از بحثهاىاصولى معروف است كه اگر عامىّ نسبت به مدّتىتخصيص خورد آيا در زايد بر آن مدّت به عمومعام بايد اخذ كنيم يا جاى استصحاب حكمخاصّ است ؟ )
مسألهء هشتم :
آخرين مسأله در باب خيار مجلس : يكى ديگر ازمسقطاتخيار مجلس تصرّف است ( يعنى يكىاز دو طرف يا هر دو در مجلس معامله در مالى كه بهآنها منتقل شده تصرّف كنند ، مثلًا بايع در ثمنتصرّف كند يا مشترى در مثمن تصرّف كند . ) البتهراجع به كيفيّت آن و اينكه چه نوع تصرّفىمسقطيّت دارد ؟ به تفصيل در خيار حيوان و خيارشرط بحث خواهيم كرد . و فعلًا به صورت مجملو سر بسته اصل مسقط بودن تصرّف را موردكنكاش قرار مىدهند : آيا تصرّف هم ازمسقطاتخيار مجلس است ؟ عدهّاى از بزرگان