تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢

قوله : و هل يلحق :

آيا اطفال كفار هم به خود كفاّر ملحق مىشوند و در نتيجه آنها نيز نمىتوانند مالكِ عبد مسلمان باشند ؟ يا در حكم كفاّر نبوده و تمليك به آنان يا اجاره براى آنان محذورى ندارد ؟ مرحوم شيخ سر بسته مىفرمايند : فيه اشكالٌ يعنى الحاق مشكل دارد ( و وجه اشكال اين است كه : مراد از كافر در عنوان مسأله آيا كافر حقيقى است ؟ پس شاملِ اطفال نمىشود . و يا اعمّ از حقيقى و حكمى است ؟ پس اطفال را نيز شامل است زيرا آنان هم در حكم پدران خود هستند و محكوم به احكام كافران هستند . )

قوله : و يعّم :

و امّا دوّمين كلمه در عنوان مسأله : آيا مراد از مسلمان ، خصوص مسلمان شيعه مذهب است ؟ يا اعمّ از شيعه و سنّى است و همهء فرقه‌هاى مسلمين ( غير از نواصب و غلات و . . . كه محكوم به كفر بودند . ) را شامل است ؟ مرحوم شيخ مىفرمايد : كلمهء مسلم عامّ است و اهل سنّت را نيز شامل مىشود ( و دليل آن در ادامه خواهد آمد ) و در نتيجه به فتواى مشهور تمليك عبد سنّى مذهب به كافر صحيح نيست زيرا عبد سنّى مسلمان است « صغرى » و الاسلام يَعلو و لا يعلى عليه « كبرى » پس مملوك سنّى مذهب بر كافر علوّ و برترى دارد و كافر نمىتواند مالكِ او شود . « نتيجه »

قوله : و المؤمن :

اگر كسى بگويد : در آيهء نفى سبيل سخن از اسلام و مسلمان نيست و نفرموده : لن يجعل اللّه للكافرين على المسلمين سبيلًا تا مسلمان سنّى مذهب را هم شامل شود ، بلكه سخن از ايمان و مؤمن است و فرموده : لن يجعل اللّه للكافرين على المؤمنين سبيلًا ، و مؤمن فقط بر شيعهء اثنا عشرى اطلاق مىشود و سنّى مذهب را شامل نيست و از او نفى سبيل نكرده پس تمليك سنّى به كافر صحيح است . مرحوم شيخ در جواب مىفرمايد : درست است كه در آيه كلمهء مؤمنين آمده ولى در صدر اسلام و زمان نزول آيهء نفى سبيل ( و بلكه جميع آيات قرآن ) كلمهء ايمان و اسلام يك معنا داشت و مسلمان و مؤمن يكى بود و هر دو به معناى اقرار به شهادتين بود و كسى كه ظاهراً اقرار به شهادتين « شهادت به توحيد و شهادت به رسالت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم » مىكرد و قلباً هم بدان معتقد بود قرآن او را مؤمن مىنامد و در آن زمان سخن