خاندان كشته خواهيم شد و خود من نيز با مكر و حيلهء كسى كه مكر مىكند كشته مىشوم سپس فرمود :
اعرف ذلك بعهدٍ معهود الّى من رسول اللّه صلى الله عليه و آله و سلم اخبر به جبرئيل عن ربّ العالمين فامّا قوله عزّوجّل ولن يجعل اللّه للكافرين على المؤمنين سبيلًا و انّه يقول لن يجعل اللّه لكافر على مؤمنٍ حجّة و لقد اخبر الّه تعالى عن كفّار قتلوا النبييّن به غير حقّ و مع قتلهم ايّا هم لن يجعل الّه لهم على انبيائه سبيلًا من طريق الحجّة « 1 »
و به حكم اين حديث امام عليه السلام سبيل را به حجّت معنا كرده و ربطى به ملكيّت ندارد .
قوله : و تعميم :
آيا نمىتوانيم حجّت را به معناى عّامى بگيريم كه ملكيّت را هم شامل شود ؟ شيخ مىفرمايد : اين تكلّف و زحمت بيهوده كشيدن است و در كدام قاموس حجّت بدين معنا آمده است ؟ !
قوله : او تعميم :
آيا نمىتوان سبيل را در آيه به معناى عاّمى گرفت كه هم احتجاج را شامل شود و هم استيلاء را كه در ملكيّت هم هست ؟ باز هم شيخ مىفرمايد : اين معنا خالى از تكلّف نيست و كسى سبيل را بدين معنا نگرفته . ( نكته : طبق تعميم اوّل تفسير سبيل به حجّت از باب تفسير شيئى به مرادف آن است . و طبق تعميم دوّم تفسير سبيل به حجّت تفسير اعّم به اخصّ است . )
3 - قوله : و ثالثةً :
اشكال سوّمى كه به آيهء نفى سبيل داريم آنست كه : گيرم كلمهء سبيل در آيهء شريفه ، ملكيّت را هم شامل شود و منظور آيه اين باشد كه خداوند براى كافران بر مؤمنان ملكيّت هم جعل نكرده و كافر نمىتواند مالكِ عبد مسلمان شود ولى اشكال اينست كه :
آيهء نفى سبيل با عمومات و اطلاقاتِ صحّت و لزوم معامله و ملكيّت تعارض دارد ، بيان ذلك : از طرفى آيهء نفى سبيل مىگويد : كافر نمىتواند مالكِ مسلمان شود و از طرفى آيهء بيع ( احّل اللّه البيع ) مىگويد : خداوند بيع را امضاء كرده و صحيح و مؤثّر در اثر مقصود ( ملكيّت ) قرار داده و اطلاق هم دارد ، زيرا نگفته : « احّل اللّه البيع بالمسلم » تا بيع به كافر را
هامش
( 1 ) . هداية الطالب ، ص 337 ، به نقل از تفسير صافى ذيل آيهء نفى سبيل .