تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
امّا داستان مقايسهء ابتداء به استدامة : از آنجا كه قياس در مذهب ما باطل است ، نخست مرحوم شيخ در صدد توجيه بر آمده و قياس مذكور را از نوع قياس تنقيح مناطى درست مىكنند ( تنقيح مناط عبارتست از اين كه : شارع حكمى را در موضوعى بفرمايد و ما الغاء خصوصيّت كرده و بگوييم : اين حكم مختّص به آن مورد نيست . در موضوع ديگر هم همين حكم جارى و سارى است مثلًا شارع از بيع غررى نهى كرده ولى ما اجاره و صلح غررى را هم به آن ملحق مىكنيم به مناط اين كه اگر جهل باشد نزاع بر پا مىشود ، براى قطع مادّه فساد و نزاع شارع نهى كرده از غرر چه در بيع و چه غير بيع ، البتّه اهل سنّت هم تنقيح مناط دارند با اين تفاوت كه ما تنقيح مناط قطعى را حجّت مىدانيم ولى آنان تنقيح مناط ظنّى را هم قبول دارند . ) و سپس در صدد ردّ آن بر مىآيند . امّا توجيه : نهايت چيزى كه در رابطه با موجّه ساختنِ اين قياس مىتوان گفت آن است كه : استدامه و بقاء خصوصيتى ندارد تا بگوييم : تنها بقائاً مسلمان در ملك كافر نمىماند و حدوثاً را كارى ندارد ، بلكه فلسفهء عدم بقاء مسلم بر ملك كافر عبارتست از عدم رضاى شارع مقدّس بر اين امر ، و نهى شارع از اين امر ، و همين مناط در اصل وجود و حدوث ملكيّت هم هست يعنى شارع راضى نيست كه مسلمان به ملك كافر در آيد پس به مناط عدم رضاى شارع بر مالكيّت كافر نسبت به مسلم مىگوييم : نه بقائاً و استدامةً چنين چيزى جايز است و نه حدوثاً و ابتدائاً . ( تنظير : مولائى به عبدش دستور مىدهد كه فلانى را از منزل اخراج كن ، اين امر به اخراج نشانهء عدم رضايتِ مولى به ماندن فلانى در منزل است . پس به همين مناط از ابتدا هم اگر خواست وارد شود نبايد اجازهء ورود بدهيم . يا شارع مىفرمايد : « ازل النجاسة عن المسجد » ، يعنى اگر مسجدى آلوده به نجاست شد . بايد ازاله شود و نبايد نجاست در مسجد بماند ، پس به همين مناط از اوّل هم نبايد كسى مسجد را نجس كند و ادخال نجاست در مسجد بنمايد ) .

قوله : و لكن :

و امّا ردّ و ابطال قياس : ( صرف نظر از اينكه آيا مناط مذكور در مورد اصل و مقيس عليه قطعى است ؟ و آيا مناط در فرع و مقيس هم موجود است ؟ مىگوييم : ) ما فرع زائد بر اصل نداريم ، و وقتى چيزى را به چيزى قياس مىكنيم هر حكمى مقيس عليه داشت