تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
آن است كه : فقيهان جامع شرائط حجّت من بر شما هستند . حال اگر منظور مراجعه دربارهء بيان احكام شرعيه بود مناسبتر آن بود كه امام عليه السلام بفرمايد : فانّهم حجج اللّه يعنى عالمان دين حجّتهاى الهى بر مردمان هستند چون احكام او را بيان كرده و بر مردم اتمام حجّت كرده و راه عذر را مىبندند ، كما اينكه در حديث ديگر كه سخن از بيان حكم شرعى بود فرمود : « الامناء على حلاله و حرامه » يعنى فقيهان امينان الهى بر حلال و حرام او هستند و با حفظ امانت بايد احكام الهى را به مردمان برسانند . ولى بجاى حجج الّه فرمود : فانّهم حجّتى يعنى اينان از جانب من حجّت هستند و من آنها را منصوب كرده‌ام ، يعنى در امورى كه اگر من حضور داشتم به من مراجعه مىشد و رأى من ملاك بود و حرف آخر را من به عنوان ولّى امر مسلمين مىزدم ، در اين امور در عصر غيبت به فقيه عادل مراجعه كنيد و رأى او ملاك است و با صلاح ديد او حركت كنيد و واضح است كه اين امور همان مطلق امورى است كه به حكم عقل و عرف و عادت و شرع به رهبران جامعه مراجعه مىشود . 3 - اسحاق بن يعقوب در نامه‌اش مىنويسد : اينها مسائلى است كه بر من مشكل شده و سر در گم شده‌ام كه به كى مراجعه مىكنم ؟ حال اگر منظور بيان احكام حوادث واقعه بود و اينكه در رابطه با بيان حلال و حرام به فقهاء مراجعه كنيد ، كه اين امر مشكلى نبود و اسحاق را نگران نمىكرد زيرا از بديهيّات است و عقل هر عاقلى حكم مىكند كه جاهل به عالم رجوع كند و مريض به طبيب مراجعه كند و حكمش را بياموزد ، آنكه براى اسحاق مشكل شده بود اين بود كه در زمان غيبت حوادثى كه پيش مىآيد به چه كسى بايد پناهنده شد ؟ آيا فرد يا گروه خاصى با مشخّصاتى مرجع و ملجا مىباشند يا عنوان ديگرى در كار است و امام عليه السلام فرمود : جاى نگرانى نيست به راويان حديث ما و عالمان دين مراجعه كنيد . حاصل اينكه لفظ « الحوادث الواقعه » با وسعتى كه دارد كه تا دامنهء قيامت را مىتواند شامل شود و هر حادثه‌اى را در بر مىگيرد ، اختصاص به مسائل مستحدثه و مشتبه الحكم و يا به منازعات ندارد . بلكه مطلق امور عامّه را شامل است .

قوله : ثمّ انّ النسبة :

ممكن كسى بگويد : ما در اينجا دو دسته عمومات داريم : 1 - توقيع شريف و مانند آن كه در مطلق امور كذائى و حوادث واقعه ، رجوع به فقيه
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 384 | على محمدى خراسانى