تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
فقيه هم ولايت مطلقه دارد و بالمباشره حقّ دخالت و تصرّف دارد ، زيرا چيزى كه در تحت يد و سلطنت شما است هم ديگران بايد از شما اذن بگيرند و هم خود شما استقلال در تصرّف داريد ، نه اينكه شما مستقّل در تصرّف نباشيد ، پس اين حديث هم دليل بر ولايت مطلقه مىشود نه ولايت به معناى دوّم آن . ) 3 - توقيع شريف كه در كتابهاى اكمال الدين شيخ صدوق « 1 » و كتاب الغيبة شيخ طوسى « 2 » و احتجاج طبرسى « 3 » نقل شده است و اين توقيع در جواب مسائل اسحاق بن يعقوب ، از ناحيهء مقدّسه صادر شده و در جواب يكى از سؤالات حضرت چنين مرقوم فرمود اند : و امّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى رواة حديثنا فانّهم حجّتى عليكم و انا حجّه اللّه . كيفيّت استدلال : امام عليه السلام به حكم توقيق شريف به شيعيانش دستور داده است كه در حوادث واقعه واجب است به راويان حديث ( منظور فقهاى جامع شرايط است نه هر راوى و لو عامى باشد ) مراجعه كنيد ( امر داّل بر وجوب است ) و نظر آنان را جويا شويد و آنها اگر صلاح دانستند اقدام كنيد و گرنه حقّ نداريد ، و منظور از حوادث واقعه خصوص منازعات نيست كه اگر دو نفر در امر مالى نزاع كردند بايد به فقيه مراجعه كنند ( گر چه اين هم هست و به حكم مقبولهء عمر بن حنظله وظيفهء طرفين دعوا مراجعه به فقيه عادل است ) و منظور از حوادث واقعه خصوص مسائل مستحدثه و امورى كه مشتبه الحكم باشد از قبيل استعمال دخانيات و . . . نيست ( گر چه اين هم هست و عموم كلمهء حوادث واقعه آن را شامل است كه مراجعه به فقيه مىشود و حكم آن دانسته مىشود . ) بلكه به حكم اينكه « الحوادث الواقعه » جمع با الف و لام و مفيد عموم است و منظور از آن ، مطلق حوادث و رويدادها و امورى است كه در جوامع بشرى پديد مىآيد و معمولًا در آن كارها آحاد جامعهء مستقيماً دخالت نمىكنند و به خود اجازهء دخالت نمىدهند و بلكه به رئيس و بزرگان قوم و رهبران جامعه مراجعه مىكنند و به حكم عرف ( سيرهء عقلاء ) و عقل مستقل ( عقل هر عاقلى مستقّل است و كارى به اتفّاق آراء ندارد تا
هامش
( 1 ) . اكمال الدين ، ص 484 ، باب 45 ، حديث 4 . ( 2 ) . كتاب الغيبة ، ص 29 ، فصل 4 ، حديث 247 . ( 3 ) . احتجاج طبرسى ، ج 2 ، ص 283 .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 382 | على محمدى خراسانى