تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
خلافتش مىفرمايد : من فلانى را حاكم و والى بر شما قرار دادم ، آن شخص نايب خاص مىشد و ولايت بر مردم داشت ، همچنين اينكه امام صادق عليه السلام مىفرمايد : من عالم دينى را و ناظر در حلال و حرام و عارف به احكام دين را بر شما حاكم قرار دادم و او را به اين منصب منصوب كردم باز اينان ولايت يافته و اطاعت مردم از آنان واجب مىشود . 9 - قوله عليه السلام در مشهورء ابو خديجه : انّى قد جعلته عليكم قاضياً « 1 » كيفيّت استدلال : همانند استدلال به مقبوله است و قاضى به معناى حاكم است . . . . 10 - قوله عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف : هم حجّتى عليكم و انا حجّة اللّه « 2 » كيفيّت استدلال : در حوادث واقعه به راويان حديث ما مراجعه كنيد زيرا آنان حجّت من بر شمايند و من حجّت خداوندبر همگان هستم ، پس همانطورى كه اگر خودم حضور داشتم بر شما ولايت دارم همچنين راويان حديث ما هم نايبان عامّ من هستند و حجّت من بر شمايند و حذف متعلّق مفيد عموم است يعنى نسبت به هر آنچه من حجّت خدايم نسبت به همهء آنها اينان حجّت من هستند ، و از جملهء آن چيزها ولايت و زعامت و وجوب اطاعت امر آنان است .

قوله : الى غير ذلك :

مرحوم شيخ در اين فراز به همين ده روايت بسنده كرده و اشاره مىكنند به اينكه : روايات ديگرى هم وجود دارد كه شخص جستجوگر مىتواند به آنها دست يابد .

قوله : و لكنّ الانصاف :

به عقيدهء مرحوم شيخ دلالت اين احاديث بر مسألهء ولايت مطلقهء فقيه ، ناتمام است و به دو بيان از آنها جواب مىدهند : جواب اوّل : معمولًا آنچه نقل شد فرازى از هر روايتى بود و صدر و ذيلى هم داشتند كه چون مستقيماً محلّ شاهد نبود ، مرحوم شيخ نقل نكرد ، حال مىفرمايد : دقّت و تأمل در خود اين فرازها و در صدر برخى از روايات مذكور و ذيل برخى ديگر ، باعث مىشود كه انسان منصف جزم و قطع پيدا كند به اينكه اين روايات فقط در مقام به اين اين مطلب است كه همانطور كه انبياء عليه السلام وظيفه داشتند احكام شرعيه و مسائل فقهى را براى
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ج 18 ص 100 باب 11 حديث 6 . ( 2 ) . وسائل الشيعه ج 18 ص 101 باب 11 حديث 9 .