تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
امّا عقل مستقّل : پيامبر و ائمّه صلوات الله عليهم اجمعين اولياى نعمتهاى ما مىباشند « صغرى » و پس از معرفت و شناخت آنان به عنوان ولى نعمت و منعم ( البته باذن الله و بمشيّته ) عقل هر عاقلى مستقّل است به اينكه : شكر منعم واجب است « كبرى » پس شكر پيامبر و ائمه عليه السلام واجب و لازم است و از مصاديق شكر منعم و شكر عملى عبارتست از اطاعت او امر و نواهىِ آنان ، پس اطاعت آنان در جميع اوامر و نواهى اعمّ از شرعى و عرفى و عادى و سياسى واجب است . و هو المطلوب . مهمّ در اين برهان اثبات صغرى است و گرنه كبراى كلّى واضح است . اثبات صغرى : پيامبر و امام هم در مقام تكوين و تحقّق خارجى و نظام تكوين ولى نعمتِ ديگر موجودات مىباشند ، زيرا كه آنان وسائط فيض و مجارى افاضات الهى هستند و به بركت آنها ساير موجودات آفريده شده و مىشود و در روايات فراوانى مىخوانيم : باران به بركت وجود آنها نازل مىشود . آسمان به بركت وجود آنها بر پا است مخلوقات به يُمن وجود آنها روزى مىخورند ، اصلًا اصل وجود ممكنات و كمالات وجودىِ آنها در جميع عوالم وجود به بركت آنها است و حقيقت احمدى صلى الله عليه و آله و سلم نخستين مخلوق و صادر نخستين است و باذن اللّه مبدء و علّت و سر سلسلهء ممكنات مىباشند . و هم در نظام تشريع ، آنان هادى و راهنمايند و اوامر الهى را به بشريّت ابلاغ كرده‌اند و هر فضيلت و ارزشى در جامعهء بشرى وجود دارد به بركت آنان است . پس آنان ولى نعمتان ما هستند . و امّا حكم عقل غير مستقّل : طبق رواياتى كه در مسألهء قبل ( ولايت اب و جدّ ) بدانها اشاره شد اطاعت پدر و جدّ بر انسان واجب است و مقام ابوّت اقتضا مىكند كه آدمى از پدرش اطاعت كند و حرف شنوى داشته باشد ، البتّه اين وجوب طاعت فى الجمله است يعنى در امورى كه خلاف شرع نباشد و گرنه اطاعتش واجب نيست ، مثلًا اگر پدرى امر به منكرات نمايد يا نهى از معروفها و واجبات الهى بكند بر فرزند اطاعت او واجب نيست ، زيرا به حكم روايات : « لا طاعة لمخلوق فى معصية الخالق » حال اگر مقام ابوّت مقتضى است كه فرزند از او اطاعت كند ، پس مقام عظماى ولايت و امامت به طريق اولى مقتضى است كه امّت و رعيّت از آن اطاعت كنند و اطاعت امام بر همگان واجب باشد . وجه اولويّت آن است كه : حقّى كه مناط وجوب اطاعت باشد در باب امامت به مراتب بزرگتر از باب ابوّت است و اصلًا قابل قياس نيست چرا كه آنان پدران روحانى و