تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
امّت اسلامى هستند و محدودهء ولايت آنها را تعيين نكرده پس در هر امرى از امور ولايت دارند و ولايت آنان ، مطلقه است و آنها اولى به تصرف هستند در مال و جان مؤمنان از خود مؤمنان . و امّا رواياتى كه دالّ بر ولايت تشريعىِ پيامبر و امام عليه السلام مىباشد : روايت ايوّب بن عطيّة از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم : انَا اولى بكلّ مؤمنٍ من نفسه « 1 » يعنى هر مؤمنى بر نفس و مال خويش ولايت دارد ولى ولايت من بر مال و جان او از خود او هم قويتر و شديدتر است . پس من بر هر مؤمنى ولايت دارم و دايرهء ولايت هم محدود نشده و مطلقه است و به ضميمهء عدم فصل ميان پيامبر و امامان عليه السلام ولايت مطلقهء آنان نيز بر جميع شؤون رعيّت و امّت اسلامى ثابت مىگردد . و روايت غدير خمّ كه حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : الَسْتُ اولى بكم من انفسكم ؟ قالوا : بلى ، قال : من كنت مولاه فهذا علّى مولاه « 2 » نخست رسول خدا از مسلمانان اقرار گرفت كه او بر جان مؤمنان از خود آنها اوْلى است و ولايتش قويتر است ، سپس فرمود : هر كس كه من مولاى او هستم پس اين علّى عليه السلام مولاى او است . اين روايت نيز به وضوح بر ولايت مطلقهء پيامبر و امام عليه السلام بر جان و مال مردم دلالت دارد . علاوه بر آيات و رواياتِ مذكور از طريق اجماع اماميّه نيز مطلب قابل اثبات است و احدى از اماميّه در ولايت مطلقهء امامان ترديدى ندارد . و نيز از راه حكم عقل غير مستقل هم قابل اثبات است : در مسألهء قبلى ولايت پدر و جدّ پدرى بر اموال طفل و بر خود طفل ثابت شد و روايات مىفرمود : انْتَ و مالك لابيك . . . حال اگر صرف ابوّت ظاهرى و جسمانى موجبِ نفوذ تصرّفات پدر در مال فرزند باشد پس ابوّت معنوى و ايمانى و روحانى كه پيامبر و امام دارند و پدران روحانىِ امّت هستند ( يا على انا و انت ابوا هذه الامّة ) به طريق اولى موجب نفوذ تصرّفات آنها و ولايت داشتن آنها بر مال و جان مؤمنان است . و وجه اولويّت آنست كه حقّ پدر جسمانى با حق پدر روحانى قابل قياس نيست ، امام هادى و راهنماى امّت بسوى راه راست است ، امام باذن اللّه ما را به سعادت ابدى مىرساند و حقّ به مراتب بزرگترى دارد ، پس صاحب اختيار ما نيز مىباشد .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 551 ، حديث 14 . ( 2 ) . الغدير ، ج 1 ، ص 14 و 158 .