وضوح استفاده مىشود كه انسانها بر جان و مال خويش سلطنت دارد و هيچكس حق ندارد بدون طيب نفس آنها در مال و جان آنها تصرّف كند ، از اين اصل اوّلى دو مورد قطعاً خارج شده و دو گروه هستند كه ولايت دارند و تصرف در مال و جان مردم براى آنها تشريع و جعل شده و آن دو عبارتند از : 1 - پيامبران 2 - امامان ، و گروه سوّم يعنى فقهاى جامع شرائط مورد بحث است كه در ادامه خواهد آمد . امّا ولايت پيامبر و امام : در رابطه با ولايت پيامبر و امام در چهار مقام بحث مىشود :
1 - ولايت تكوينى : پيام آوران الهى و حافظان اين پيام و ادامه دهندگان خطّ انبياء يعنى ائمه عليه السلام ولايت تكوينى دارند و باذن الله قدرت تصرّف در كائنات دارند و مىتواند كارهاى خارق العادهاى را در خارج انجام دهند ، معجزات انبياء كه در قرآن هم نقل شده از اين باب است ، موساى كليم باذن اللّه عصا را بر دريا مىزند و دوازده راه باز مىشود ، يا بر سنگ مىكوبد و دوازده چشمه مىجوشد ، يا عصا را بدل به اژدها مىكند و . . . يا عيساى مسيح باذن اللّه مردهها را زنده مىكند و كور مادر زاد را شفا مىدهد و . . . يا رسول اكرم شقّ القمر مىكند و دهها معجزهء ديگر ، و نيز كرامات فراوانى كه از امامان معصوم عليه السلام نقل شده است و دليل بر ولايت تكوينىِ آنها است . و اين قسم از ولايت حتمى است و جاى مذاكره دربارهء آن علم كلام است .
2 - ولايت تشريعى : خداوند براى پيامبر و امام ، جعل ولايت كرده و به آنها اختيار تصرّف در اموال و انفس ديگران داده است و امام مىتواند در جامعه اقامهء حدود و تعزيرات نمايد ، حقوق شرعى را از اموال مردمان بگيرد ، اموالى را كه به ناحق تصاحب كردهاند مصادره كند ، بلكه اموالى را هم كه به حق مالك هستند از آنها بگيرد ، به ديگرى هبه كند ، بفروشد ، زوجهء كسى را طلاق دهد ، و خلاصه اينكه از جانب خداوند ، امام عليه السلام و پيامبر سلطنت مطلقه بر مردم دارند و تصرّفات آنها مطلقاً نافذ است چه در اموال و چه انفس ، چه مالك اصلى راضى باشد و طيب نفس داشته باشد يا نه ، و ادلّهء ولايت تشريعى عبارتست از :
آياتى از قرآن از قبيل : النّبى اولى بالمؤمنين من انفسهم « 1 » يعنى خود مؤمنان بر خود و جان و مال خويش ولايت و سلطنت دارند ولى سلطنت و ولايت پيامبر اولى و قويتر و
هامش
( 1 ) . سورهء احزاب / 6 .