تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
نصف را به هزار دينار با تو مصالحه كردم كه هزار دينار را بدهى و من كارى به كار تو نداشته باشم آيا اين مصالحه درست است ؟ مشهور فرموده‌اند : نسبت به نصف نصف مُقَّربه نافذ ست ولى نسبت به نصف نصف ديگر منوط به اذن يا اجازهء مدّعِى ديگر است . حال اگر بنا بود نصف نصف مختص حمل شود بايد مىگفتند : مُقَّرله كه نصف را مصالحه كرد چه تعيين كند كه نصف خودم را مصالحه كردم ( آن هم چه قبل از اقرار ذواليد باشد و چه بعد از آن ) و چه مطلق بگذارد كه به قرينهء مقام تصرف بر نصف خودش حمل مىشود ، در هر حال بايد حمل بر اختصاص شود و وجهى براى اشتراك ميان مُقَّرله و مدّعِى ديگر نباشد ، در حالى كه فتوى به اشاعه دادند و مصالحه را در 4 / 1 نافذ دانستند و . . . و اين با ما نحن فيه منافى است .

قوله : و لذا :

به خاطر همين تنافى مرحوم سيد مجاهد در مناهل اختصاص را اختيار كرده و فرموده : اگر بر نصف مصالحه كردند بر نصف مختصّ به خود مُقَّرله حمل مىشود نه بر نصف مشاع ميان دو حصّه .

قوله : و فصّل :

مرحوم شهيد ثانى در مسالك تفصيل قائل شده و سه صورت ذكر كرده است : 1 - اگر مصالحه بر نصف مورد ادّعاى خودِ مصالح انجام بگيرد ( قبل از اقرار يا پس آن ) بر نصف مختص حمل مىشود . 2 - و اگر بر مطلق نصف مصالحه كنند باز بر نصف مختص حمل مىشود به قرينهء مقام تصرّف ( مصالحه كردن ) 3 - ولى اگر برنصفى كه مُقَرُّ به است مصالحه كنند بر نصف مشاع حمل مىشود و بايد مدّعىِ ديگر هم اجازه كند . دليل صورت اوّل : لفظ نصف ظهور وضعى در نصف مختص دارد و بر آن حمل مىشود . دليل صورت دوّم : لفظ نصف ظهور انصرافى در نصف مختص دارد و بر آن حمل مىشود . دليل صورت سوّم : باب اقرار در نزد فقهاء بر اشاعه حمل مىشود .