خود عدول كرد ، اين شاهد ضامن است و مشهود عليه مبلغى را كه پرداخته است از شاهد مىگيرد .
3 - قاعدهء نفى ضرر ( لا ضرر و لا ضرار فى الاسلام ) بايع فضولى باعث ضرر بر مشترى شده است ( بيان آن در دستهء دوّم از خسارات در ادامه خواهد آمد . ) و به حكم قانون لا ضرر ، مشترى حق دارد به بايع مراجعه كرده و خسارت را از او دريافت كند .
4 - منطوق يا مفهوم موافقتِ روايت جميل : روايت در مورد مردى است كه كنيزى از بازار خريدارى كرده و او را مستولده ساخته و سپس مستحقّ و مالك كنيز پيدا شده و معامله را ردّ مىكند ، امام عليه السلام مىفرمايد : حكم آن است كه : كنيز را مالكش مىگيرد و مىبرد و آقاى مُبتاع يعنى خريدار قيمت فرزندى را كه آزاد است ( به تبع پدرش كه خودِ مشترى باشد ) به صاحب جاريه مىپردازد ، سپس آقاى خريدار به بايع فضولى مراجعه كرده و هم ثمن جاريه را كه به او داده باز پس مىگيرد و هم قيمت فرزند را كه از مشترى گرفته شد از بايع مىگيرد . « 1 »
قوله : فانّ :
وجه استدلال به اين روايت : اوّلًا حريّت ولد مشترى يا نفعى است كه به مشترى عود مىكند و از منافع مستوفات است و يا نفع محسوب نمىشود ( چون ماليّت ندارد ) و در هر حال مطلوب ثابت است يعنى اگر نفع به حساب آيد روايت بالمطابقه و مستقيماً به دستهء دوّم كه خواهد آمد مربوط مىشود و به مفهوم موافقت به درد دسته سوّم ( كه الان مطرح است ) مىخورد ، زيرا اگر خسارتهائى كه در قبال منافع مستوفات داده مىتواند از بايع بگيرد پس خسارتهاى كه در قبال منافع غير مستوفات داده به طريق اولى مىتواند بگيرد ، و اگر نفع محسوب نشود مستقيماً و به ظهور و منطوق مربوط به مسأله ما است و دليل بر ضمان بايع است نسبت به خساراتى كه مشترى متحمل شده و در قبالِ آن نفعى به او عود نكرده است .
و ثانياً در روايت كلمهء قيمت ولد را به كلمهء التّى اخذت منه توصيف كرده و به قول اصوليينّ : تعليق حكم بر وصف مشعر به عليّت است ، يعنى علّت مراجعهء مشترى به بايع
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ج 14 ، ص 592 ، باب 88 ، حديث 5 .