تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
نه . . . بهترين دليل است بر اينكه مناط رضايت و امضاى مالك اصلى و مالك در حال عقد است ، نه مالك جديد ، و گرنه خوب بود بفرمايند : تو الان آزاد شده‌اى و اختيار خودت را پيدا كرده‌اى و به طيب نفس بر نكاح باقى هستى و همين كافى است و نيازى به استفصال از حال مولى نبود ، پس از استفصال مزبور مستفاد است كه رضايت مالك جديد كافى نيست و بايد مالك اصلى راضى باشد . در باب بيع فضولى هم مطلب از اين قرار است كه اگر مالك اصلى اجازه كرد ارزش دارد ، ولى اگر مالك جديد امضاء كند ارزشى ندارد و معامله تصحيح نمىشود .

قوله : ثم انّ الواجب :

چه قائل شويم كه اخبار عامّه و خاصّه [ كه در وجه هفتم ذكر شد ] بر حرمت وضعى و بطلان بيع قبل از تملّك دلالت مىكنند و چه قائل به كراهت و مرجوحيّت شويم ، در هر حال بايد بر مورد روايات اكتفا كنيم و حقّ نداريم به ساير موارد تعدّى كنيم و مورد اخبار مذكور بيع منجّز است يعنى قبل از اينكه بايع فضولى ، مالكِ مبيع شود به طور حتم و جزم و منجّزاً مال مردم را بفروشد و مشترى هم به طور تنجيزى آن را خريدارى كند و هرگز منتظر و مترقّبِ اجازهء مالك اصلى يا مالك جديد [ بايع فضولى در فرض خريدن و مالك شدن ] نباشد بلكه پيشاپيش مواجبه و الزام و التزام طرفينى صورت پذيرفته و طرفين ، معامله را خاتمه يافته تلقّى كنند و مشترى خود را ملزم به پرداخت ثمن بداندو بايع هم خود را ملزم به خريدن مبيع از مالك اصلى و سپس تحويل آن به مشترى بداند . چنين فرضى مورد اخبار است و اخبار ناهيه از بيع ما ليس عندك ظهور در چنين بيعى دارند . [ دليل اين ظهور از زبان مرحوم شهيدى : لعلّ نظره فى وجه الظهور الى دعوى تعارف هذا النحو من المعاملة و غلبة وقوع هذه الصورة من صور بيع ما ليس عنده بمعنى انّ الغالب فى بيع ما ليس عنده بيعه مثل بيع ما عنده فى التّنجيز و عدم ترقّب شيئى « 1 » يعنى منشأ ظهور اخبار ناهيه در بيع منجّز آن است كه : در خارج و در ميان اهل معامله اين نوع از بيع مرسوم و متعارف و فرد غالب است و اطلاقات بر فرد متعارف حمل مىشود و به آن انصراف دارد . ]
هامش
( 1 ) . هداية الطالب ، ص 300 .