تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
حاشيهء سيّد « 1 » دديده شود . ) راوى مىگويد : از امام صادق عليه السلام پرسيدم : مردى مرا واسطه در خريدن چيزى مىكند و به من مىگويد : اين پارچه يا اين مركب را از صاحبش براى من خريدارى كن و آن را به من به فروش فلان مبلغ سود مىپردازم ، اين چه حكمى دارد ؟ امام عليه السلام فرمود : اشكالى ندارد ، اوّل برو و از صاحبش آن مركب يا پارچه را خريدارى كن و پيش از آنكه با صاحبش استيجاب كنى ( يعنى تو از او طلب بيع كنى و بگوئى بِعْنى و او بگويد : بعتُك ) يا از او خريدارى كنى ( يعنى ايجاب و قبول باشد كه تو بگوئى اشتريت بكذا او بگويد : بعتُ يا بالعكس ، اوّلى استيجاب بود و اين ايجاب و قبول است ) حق ندارى با اين مردى كه تو را واسطه كرده مواجبه كنى يعنى پيشاپيش ايجاب و قبول و انشاء عقد كنى و هنوز مالك نشده‌اى ، بفروشى . « 2 » كيفيّت استدلال : اين حديث صريحاً از مواجبهء بيع و انشاء عقد قبل از خريدن و مالك شدن نهى كرده و واضح است كه نهى مزبور مولوى نيست بلكه ارشادى است يعنى اين ايجاب و قبول باطل است و تأثيرى ندارد و مطلوب مستدّل همين است . روايت دوّم : خالد بن حجّاج مىگويد : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : مردى نزد من مىآيد و مىگويد : اين پارچه را خريدارى كن و چنين و چنان به تو سود مىدهم ، اين چه حكمى دارد ؟ امام عليه السلام فرمود : آيا پس از اينكه از صاحبش خريدى باز هم آن مرد آزاد و مختار است و اگر خواست از تو مىگيرد و اگر نخواست نمىگيرد ؟ ( يعنى آيا پيشاپيش الزام و التزامى صورت گرفته و ايجاب و قبولى انجام داده‌ايد ؟ يا صرف گفتگو بوده ؟ عرض كردم : آرى او مختار است . فرمودند : اشكالى ندارد . مفهوم كلام امام عليه السلام اين است كه : اگر پيش از خريدن و مالك شدن معامله كرده و مال مردم را به آن مرد فروخته‌اى اشكال دارد . و مطلوب مستدل هم همين است . سپس امام عليه السلام فرموده : انمّا يحلّل الكلام و يحرّم الكلام ، يعنى منحصراً كلام است كه محلّل است و منحصراً كلام است كه محرّم است . « 3 » در اين جمله احتمالاتى بود كه در باب معاطات ذكر شد ، و فعلًا بنابر يكى از سه
هامش
( 1 ) . حاشية السيّد على المكاسب ، ص 165 . ( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 باب هشتم ، ص 378 حديث 13 . ( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 باب هشتم ، ص 376 حديث 4