خيال مىكرد دو خنثى هم كافى است . طلاقش صحيح است زيرا در واقع كه دو مرد بوده و شرط شرعى وجود دارد ، در ظاهر هم مطلّق چون جاهل بوده جزما انشاء طلاق كرده پس مقتضى موجود و مانع مفقود است .
ولى اگر عالم بوده كه بايد در حضور دو مرد باشد معذلك در نزد دو خنثى انشاء كرده حكم به صحت مشكل است چون قصد طلاق صحيح و واقعى و جامع الشرايط را ندارد .
8 - اگر در حضور دو نفر كه به گمان او فاسق بودند زوجهاش را طلاق داد ، سپس معلوم شد كه آن دو عادلاند ، همان تفصيل ميان جاهل و عالم كه در فرع قبلى بود در اينجا نيز مطرح است . « 1 »
نتيجهء نهايى : در عقود و ايقاعات بايد انشاء بطور منجّز باشد و اگر معلّق شد ، باطل مىگردد . و دليل مطلب اجماع بود .
هامش
( 1 ) آدرس قبلى .