تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
قوله : فحينئذ : متفرع بر شرط مذكور ، فروعى را ذيلا مىآوريم : 1 - اگر بايع به مشترى بگويد : اين كتاب را به موكّل شما فروختم ، و مشترى بگويد : اين كتاب را براى خودم خريدم ، يا براى خود قبول بيع كردم ، عقد باطل است و منعقد نمىشود ، چون تطابق نيست . 2 - امّا اگر بايع بگويد : اين كتاب را به موكّل شما فروختم ، خطاب به وكيل است نه به موكّل ، ولى موكّل غيرمخاطب در جواب بايع بگويد : قبلت يا اشتريت ، صحيح است . زيرا هدف اصلى بيع به موكّل بوده و يد الوكيل و لسانه يد الموكل و لسانه ، و لذا تطابق هست . 3 - و نيز اگر بايع خطاب به زيد بگويد : اين كتاب را به شما فروختم ، و زيد مخاطب به وكيلش بگويد : تو از طرف من قبول كن ، و او قبلت را بگويد : صحيح است زيرا لسان وكيل لسان موكّل است . و تطابق موجود است . 4 - اگر بايع بگويد : كلّ اين عبد را به صد دينار « مثلا » فروختم ، و مشترى بگويد : من نصف اين عبد را به نصف آن ثمن يا نصف عبد را به تمام آن ثمن خريدم ، باز عقد منعقد نمىشود ، چرا كه تطابق و هماهنگى نيست ، زيرا بايع بر كلّ عبد انشاء بيع كرده و مشترى بر نصف عبد ، قبول بيع مىكند . [ خصوصيت از حيث مثمن ] 5 - اگر بايع بگويد : اين عبد را به صد درهم فروختم ، مشترى بگويد : به ده دينار خريدم ، باز عقد منعقد نمىشود ، چون تطابق از حيث ثمن نيست ، [ اگرچه در بازار ده دينار و صد درهم از حيث ارزش برابر باشند . ] 6 - اگر فروشنده خطاب به دو نفر بگويد : اين عبد را به شما دو نفر به هزار درهم فروختم ، چنانچه هر دو همزمان بگويند : اشترينا بكذا صحيح است . ولى اگر يكى از آن دو بگويد : نصف عبد را به نصف ثمن خريدم ، منعقد