تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
صحيح است . ولى گاهى متعاقدين در اصل عنوان معامله اتّحاد دارند ، هر دو بيع را اراده كرده‌اند ، ولى در مضمون و مفاد عقد با يكديگر اختلاف دارند ، يعنى بايع بر وجه خاصّى انشاء بيع مىكند ، و مشترى بر وجه ديگر قبول مىكند ، و منظور از وجه خاص يا خصوصيت عبارتست از : خصوصيت از حيث مشترى ، مثلا بايع مىگويد : من اين شيئ را به شما فروختم ، مخاطب مىگويد : من اين شيئ را براى زيد خريدم ، و خصوصيّت از حيث مثمن : بايع مىگويد : اين فرش را به تو فروختم . مشترى مىگويد : من اين كتاب را خريدم . . . ، و خصوصيّت از حيث ثمن : بايع مىگويد : اين شيئ را به هزار درهم فروختم . مشترى مىگويد : به صد دينار خريدم . و خصوصيّت از حيث توابع عقد يعنى شروط ضمن العقدى : بايع مىگويد : اين را به شما فروختم با شرط خياطت جامه . مشترى مىگويد : خريدم بدون اين شرط . حال در تمام اين موارد ، عقد منعقد نمىشود ، زيرا تطابق نيست . قوله : و وجه : دليل اشتراط تطابق ، واضح است و از قضايايى است كه قياساتها معها زيرا كه بدون تطابق عنوان بيع و معاهده و معاقده صدق نمىكند ، و اطلاقات بيع و تجارت و عقود و . . . آن را شامل نمىشود . و ريشهء تطابق هم در اشتراط قبول نهفته است زيرا كه در عقود قبول معتبر است و قبول عبارتست از رضا به ايجاب [ قبول بالمعنى الاعم ] و واضح است كه تا تطابق نباشد ، عنوان رضا به ايجاب هم صدق نمىكند .