باز عقد معلّق است ولى اثر آن بلافاصله است پس از هيچ طرف منافات يا ملازمهاى نيست ، يعنى نه تنجيز همه جا موجب آنست كه بلافاصله پس از عقد ، ملكيّت بيايد . [ در جواب سوّم گذشت . ] و نه تعليق موجب آنست كه هميشه اثر عقد از خود عقد جدا شود . [ در اين جواب گذشت . ]
جواب پنجم :
قوله : مع انّ : باز هم دو مادّهء نقض ديگر :
الف : اگر عقد را بر شرطى كه تحقّق آن در حال عقد ، مشكوك است و طرفين علم به آن ندارند ولى در واقع آن شرط متحقّق مىباشد ، معلّق كنند .
مثلا بگويد : اگر امروز اوّل ماه است مىفروشم ، و در واقع همچنين است . در اينجا هم نمىگويند : اين عقد معلّق و موقوف بر امرى است كه هنوز نيامده و بايد انتظارش را بكشيم ، بلكه مىگويند : مراعى است يعنى منتظر انكشاف حال هستيم كه پس از انكشاف ، ملكيّت از حين عقد مترتب است . پس تعليق هست ولى اثر ملكيّت متخلّف نشد .
[ ب : و به طريق اولى اگر عقد را معلّق كنند بر شرطى كه هماكنون متحقّق است و طرفين هم علم به آن دارند ، باز تعليق صورى هست ولى تخلّف اثر از مؤثر نيست . ]
جواب ششم :
قوله : مع انّ : شما گفتيد : عقد كه آمد سبب آمده و مسبّب هم حتما مترتب مىشود و تخلّف برنمىدارد ، ما مىگوييم : در شرع مقدّس عقود و ايقاعات فراوانى را مىشناسيم كه گاهى مقتضا و اثر آنها از خود آنها متأخّر است و هيچ محذورى هم ندارد . به عنوان مثال :
الف : در وصيّت تمليكى : انشاء وصيت الآن است ولى مالكيّت موصى له نسبت به مال مورد وصيّت ، بعد از مرگ موصى است .