هم به نفع ما است .
جواب سوّم :
قوله : مع انّ : شما گفتيد : عقد كه آمد ملك حتما مىآيد و تخلّفبردار نيست . ما مىگوييم : موارد زياد در شرع وجود دارد كه اثر يعنى ملك از مؤثر يعنى عقد تخلّف كرده و اينها مادّه نقض بر مستدلّ است :
الف : در بيع صرف عقد واقع شده ولى تا تقابض فى المجلس حاصل نشود ملكيّت نمىآيد . پس مسبّب از سبب جدا باشد .
ب : در بيع سلم ، عقد واقع شده ولى تا قبض ثمن در همان مجلس معامله حاصل نشود ملكيّت نمىآيد .
ج : در معاطات ، برمبناى مشهور ، از اوّل مفيد ملك نيست ، بلكه پس از تلف يا تصرف و . . . ملك مىآيد ، پس سبب آمده ولى مسبّب متأخّر است .
د : در بيع فضولى ، بنابر اينكه اجازهء مالك ناقله باشد ، تا اجازه نيايد ملكيّتى نيست . پس باز عقد قبلا واقع شده ولى ملك كه اثر آن باشد بعد از اجازه مىآيد .
ه : در بيع معمولى برمبناى شيخ طوسى تا مدّت خيار منقضى نشود ملكيّت نمىآيد ، با اينكه عقد مدّتها قبل منعقد شده ولى ملكيّت پس از انقضاء مدّت خيار مىآيد .
جواب چهارم :
قوله : مع انّ : شما گفتيد : تعليق مخالف با ترتّب مسبّب بر سبب است ، و موجب تخلّف معلول از علّت مىگردد . . . ما مىگوييم : دو مادّهء نقض براى اين مطلب داريم :
الف : اگر بايع بگويد : بعتك ان شئت ، يا ان قبلت ، كه عقد را بر مشيّت يا قبول مشترى معلّق كرده ، بلااشكال اينهم نوعى تعليق است . و معذلك به مجرّد قبول مشترى ، ملكيّت مىآيد . پس تعليق باعث انفكاك اثر از مؤثر نشد .
ب : اگر مشترى بگويد : اشتريت منك ان بعت ، و بايع بگويد : بعتك . . .