خود به پرداخت عوض ملتزم و متعهّد مىشوند .
2 - عقود غيرعهدى : يعنى عقودى كه متقّوم به الزام و التزام طرفين نيست .
همانند هبه كه متهّب خود را ملزم به پرداخت عوض نمىبيند و چنين التزامى نسپرده ، با اين مقدّمه مىگوييم : بطور كلّى عقود از يك نظر چهار دسته مىشوند :
1 - عقودى كه در آنها قبول هم بالفظ قبلت و مانند آن [ كه مطاوعه هستند . ] انشاء مىشود و هم با انشاء مستقّل [ كه نيازى به وجود ايجاب قبلى و فعل ندارد .
كه مطاوعهء آن باشد ، بلكه مستقلا بتوسط آن انشاء ملكيّت و زوجيّت و . . . مىشود مانند عقد بيع كه مبسوطا محاسبه شد و انشاء مستقلّ بالفظ : اشتريت و . . .
محقّق مىشد و مانند عقد اجاره كه وقتى موجر ايجاب را انشاء كرد و گفت :
آجرتك دارى سنة بكذا مستأجر مىتواند بگويد : استأجرته بكذا ، ملكت منك منفعة كذا ، تملكّت . . . كه هركدام از اينها انشاء مستقلّ هستند . و مىتواند بگويد : قبلت ، رضيت ، امضيت و . . . .
و مانند عقد نكاح كه وقتى موجب گفت : انكحت يا زوّجت ، قابل مىتواند بگويد : قبلت النكاح ، رضيت بالتزويج . . . و مىتواند با الفاظ مستقلّ انشاء قبول كرده و بگويد : تزوّجت يا اتزوّجك يا نكحت و . . . .
حكم اين قسم از عقود ، همان حكم عقد البيع است كه : اگر قبول بالفظ قبلت و مانند آن انشاء شود حتما بايد متأخر از ايجاب باشد . و اگر بالفظ مستقلّ انشاء شود ، تقديم آن بر ايجاب جايز است . به همان بيانى كه در عقد البيع گذشت .
[ 2 - عقودى كه در آنها جز رضايت قابل به قبول و ابراز آن به نحوى از انحاء چيز ديگرى معتبر نيست . مانند وديعة كه وقتى مالك به ودعى مىگويد : اين مال من نزد شما تا مدّتى امانت باشد ، و ودعى راضى به آن مىگردد ، كافى است و
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 520
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٥٢٠