تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
و فرموده : بيع به اين شكل منعقد نمىشود « 1 » ، [ غير اين صورت را منع نكرده بلكه تجويز كرده است و اطلاق كلامش قبول به لفظ ماضى و مضارع را مىگيرد ، ماضى به لفظ قبلت و اشتريت را شامل مىشود ، و به لفظ اشتريت هم پيش از ايجاب باشد يا بعد از آن را شامل است . قوله : و قد عرفت : اگر كسى بگويد : بين دو باب [ استيجاب و ايجاب با تقديم قبول به لفظ اشتريت . ] ملازمه وجود دارد و چنانچه بيع به صورت استيجاب و ايجاب منعقد نشود پس به صورت اشتريت و بعت هم منعقد نخواهد شد . مرحوم شيخ دفع دخل كرده و مىفرمايد : هيچ ملازمه‌اى بين البابين نيست و قبلا اين مطلب را دانستى . [ آنجا كه فرمود : بل يمكن نسبة . . . . سپس فرمود : الّا انّ المحقّق . . . و العلّامة . . . ، و نيز آنجا كه فرمود : بل لو قلنا بكفاية التقديم بلفظ قبلت يمكن المنع هنا بناء على اعتبار الماضوية . . . ] و از جملهء اشهر سيّد بن زهره در غنيه است : وى ابتدا بطور مطلق فرموده : ما ايجاب و قبول را شرط مىدانيم ، سپس فرموده با اين شرط از دو باب احتراز كرديم : 1 - معاطات [ كه مفيد ملك نيست ] . 2 - استيجاب و ايجاب « 2 » [ و امّا از تقديم قبول به لفظ اشتريت و مانند آن احتراز نكرد ، و اگر اين را قبول نداشت حتما بايد متعرّض مىشد و از آن اجتناب مىكرد پس اطلاق كلامش اين فرض را نيز شامل است . ] و از جملهء اشهر آقاى ابو الصلاح حلبى در كتاب الكافى فى الفقه است : ايشان هم در مقام بيان شرائط انعقاد بيع ، مسألهء تقديم ايجاب بر قبول را به عنوان
هامش
( 1 ) الخلاف ، ج 3 ، ص 39 ، مسألهء 56 . ( 2 ) غنية النزوع ، ص 524 .