تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
همين بود . ] قوله : و ممّا ذكرنا : بخش دوّم از الفاظ قبول يا قبول به لفظ امر : [ مثلا مشترى به بايع بگويد : بعنى هذا الشيئ و بايع در اجابت خواستهء او بگويد : بعتك ايّاه يا مرد به زن بگويد : زوّجنى نفسك ، و زن در جواب بگويد : زوّجتك نفسى و . . . ] . سئوال : آيا تقديم قبول به لفظ امر ، بر ايجاب جايز است يا خير ؟ شيخ ره مىفرمايد : از مطالبى كه در رابطه با دستهء اوّل از الفاظ قبول ، يعنى قبلت و رضيت آورديم ، حكم دستهء دوّم يعنى قبول به لفظ امر هم روشن مىگردد ، و آن اينكه : تقديم قبول به لفظ امر هم جايز نيست . به دليل اينكه : بعنى يا زوجّنى و . . . كه فعل امر و طلب بيع يا تزويج مىباشد ، حداكثر مفادش اينست كه : من به آن معاوضه يا نكاحى كه در آينده و پس از اين طلب و استدعاء انجام مىگيرد راضى هستم ، ولى باز مسئله مسئلهء مجرّد رضا به ايجاب است و اين مقدار كافى نيست و ركن عقد نيست . آنكه ركن عقد است آنست كه همراه با اين بعنى ، انشاء نقل هم بكند و ثمن را بالفعل و فى الحال به بايع منتقل بكند ، نه در آينده و پس از بيع ، پس قبول ركنى نيامده ، پس صحيح نيست . نتيجه : قبول به لفظ امر اصلا صحيح نيست چه مقدم باشد يا مؤخّر ، نه اينكه تقديمش جايز نيست ولى تأخيرش جايز است . زيرا كه تقديم كه منع شد ، به بيانى كه گذشت ، و تأخير هم ممنوع است [ به اينكه پس از بعت تازه بگويد : بعنى . ] و وجه منع آنست كه : طلب الحاصل است و هو محال . پس سالبه به انتفاء موضوع است . و به عقيدهء ما قبول فقط به صورت فعل ماضى و حداكثر فعل مضارع صحيح است ولى به لفظ امر صحيح نيست .