و نيز از قبيل تبعيّت معلول از علّت تامّه نيست كه خارجا و تكوينا وجود معلول صددرصد تابع وجود علّت تامهء خود است و تا علّت نباشد معلولى هم نيست . ] زيرا كه در تمام اين موارد [ لفظ از لفظ ، قصد از قصد و . . . ] تبعيّت ، يك امر حقيقى و واقعى است و تابع جعل جاعل و اعتبار معتبر و فرض فارض و تنزيل منزّل و ادّعاى مدّعى نيست و لذا تقدّم تابع بر متبوع و فرع بر اصل ممتنع است .
امّا تبعيّت قبول از ايجاب يك تبعيّت فرضى و جعلى و تنزيلى است . يعنى قابلى كه انشائى را قبول مىكند خود را در اين مقام فرض مىكند و مىبيند كه آنچه را از سوى موجب به طرف او القاء و افكنده مىشود ، متناول و گيرنده است . [ البته اين در عالم اعتبار است ، شبيه اينكه تكوينا آغوش گشوده و توپى را كه به سمت او پرتاب مىشود ، مىگيرد . ] و متقابلا موجبى هم كه انشاء بيع مىكند خود را در اين مقام فرض مىكند كه گويا چيزى را به ديگرى مىدهد و به سمت او پرتاب مىكند . [ باز اينها در عالم اعتبار و با انشاء لفظى همراه با نيّت ، انجام مىگيرد و شبيه آنست كه : خارجا كسى متاعى در دست دارد و آن را به سوى كسى پرتاب مىكند . ]
قوله : كما يقول : بعض مذكور ما نحن فيه را به باب سائل و گدا تشبيه كرده كه پيشاپيش به غنى مىگويد : من به آنچه كه تو اعطاء كنى راضى و خشنودم ، من آنچه را كه تو بدهى قبول مىكنم . [ در حالىكه اعطاء در آينده صورت مىگيرد . ]
در نتيجه : قابل متناول و گيرنده است و در اين جايگاه خود را مىبيند و فرض مىكند . مطلقا يعنى چه انشاء قبولش متقدم بر ايجاب باشد و چه متأخر ، [ و بالجمله ملاك رضا به ايجاب است كه به امر استقبالى هم قابل تعلّق است . ]
نتيجه : با محاسبهء مذكور ، تقديم قبول بر ايجاب صحيح و جايز است
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 498
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٩٨