بلكه سخن در آن رضا به ايجاب و قبول ايجابى است كه يكى از دو ركن عقد است و داراى دو ويژگى است :
1 - اگرچه بالمطابقه قبول ايجاب موجب يعنى قبول ملكيت و زوجيّت و . . .
است ولى متضمّن يك انشاء نقلى هم هست . يعنى چون معاوضه است ، قابل ضمن قبول ، يك انشاء نقل و تمليكى هم انجام مىدهد ، و آن اينكه : ثمن و عوض را از ملك خود به ملك موجب منتقل مىكند . پس با گفتن : رضيت و قبلت تنها از يك رضاى باطنى به يك امرى اخبار نمىكند ، بلكه انشاء نقل هم مىكند .
2 - و اين انشاء نقل هم يك انشاء نقل حالى و فعلى و حين انشاء القبول است يعنى با همين قبلت گفتن انشاء نقل كرده و ثمن را به ازاء مثمن به موجب منتقل مىكند ، نه با چيز ديگر ، يا با همين قبول ولى در مستقبل ، خير فى الحال و بالفعل انشاء نقل مىكند [ و به زودى خواهد آمد كه يكى از شروط عقد تنجيز است . ]
حال كه مفاد قبول ركن العقدى عبارت شد از : رضا به ايجاب همراه با انشاء نقل ثمن فى الحال . . . مىگوئيم : اگر قبول و رضا پس از ايجاب بيايند ، مفاد مذكور محقّق گرديده و نقل حالى محقّق مىشود . ولى اگر قبول پيش از ايجاب بيايد ، فعلا انشاء نقلى صورت نگرفته ، و صرفا اخبار از انشاء نقل در آينده است .
و در نتيجه ركن عقد محقّق نشده و عقد صحيح نخواهد بود .
قوله : و من هنا : مختار ما اين شد كه : اگر قبول عقد با لفظ قبلت و رضيت باشد حتما بايد قبول متأخر از ايجاب باشد و گرنه اثر ندارد . و دليل ما هم قانون تبعيّت و مسئلهء فرعيّت بود با توضيحاتى كه داديم . حال بعض المحقّقين [ به قولى مرحوم
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 496
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٩٦