فقال : نعم سورة كذا . فقال : زوّجتكها على ما معك من القرآن « 1 » .
[ وجه ثالث ]
[ وجه سوّم : اين وجه را مرحوم شيخ به صورت جدا ذكر نكردهاند ولى اجمالا مىگوئيم : بعضىها ميان باب نكاح با ابواب ديگر ، تفصيل داده و در باب نكاح ، تقديم قبول بر ايجاب را تجويز كردهاند ولى در ابواب ديگر ، تقديم قبول را جايز ندانستهاند . شايد دليل آنها اين باشد كه :
امّا در نكاح : دليل خاص و اخبار مخصوص « 2 » است كه دو نمونهاش قبلا ذكر شد و تقديم قبول را تجويز مىكرد . و امّا در ابواب ديگر : دليل خاصّى بر جواز تقديم قبول نداريم ، و لذا به اصل اوّلى كه اصالة الفساد باشد رجوع مىكنيم . پس در آنها تقديم جايز نيست . ]
[ وجه چهارم مختار شيخ اعظم ]
قوله : و التحقيق : وجه چهارم يا نظريّهء شيخ اعظم وى در دو مقام بحث مىكنند :
1 - راجع به خصوص بيع
2 - راجع به عقود ديگر
امّا راجع به بيع : ايشان هم طرفدار تفصيل هستند و مىفرمايند : الفاظ قبول در يك تقسيم سه دسته مىشوند :
1 - الفاظى از قبيل : قبلت ، رضيت ، امضيت و . . .
2 - قبول كه به لفظ امر يعنى استيجاب باشد مانند : بعنيها و . . .
3 - الفاظى از قبيل : اشتريت ، ابتعت ، ملكت ، شريت ، تملكّت و . . .
حال هر قسمى را جداگانه بررسى مىكنيم :
امّا قسم اوّل يا قبلت و رضيت و . . . :
هامش
( 1 ) مستدرك الوسائل ، ج 2 ، ص 563 ، باب اوّل از ابواب عقد نكاح و اولياء عقد حديث 4 و سنن بيهقى ، ج 7 ، ص 242 .
( 2 ) اخبار باب 18 وسائل الشيعه ، ج 14 ، ص 466 تا 468 كه شش روايت است .