تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
شده‌اند ، چنانچه از بعض نسخ تذكرهء علّامه و از دو نسخه از نسخ حاشيهء ارشاد « 1 » كه از تذكره نقل كرده ، همين معنا مستفاد است . قوله : اقول : سپس مرحوم شيخ در تأييد قول مذكور مىفرمايد : عدّهء زيادى فرموده‌اند : ايجاب البيع با لفظ بعت و ملكّت و شبه آن دو يا آنچه كه قائم مقام آن دو باشد ، واقع مىشود . حال كسى را رسد كه از كلمهء شبههما يا ما يقوم مقامهما ، اين مطلب را استظهار كند كه با اشتريت هم انشاء بيع صحيح است و كلمهء شبههما . . . شامل او هم هست . قوله : اذ : گويا كسى مىگويد : شايد مراد از « شبههما او ما يقوم مقامهما » خصوص كلمهء شريت باشد ، و اشتريت منظور نباشد . مرحوم شيخ مىفرمايد : اين بعيد است . [ زيرا اگر خصوص شريت بود ، انسب اين بود كه بگويند : بعت و ملكّت و شريت ، نه شبههما و . . . كه داراى معناى وسيعى است ، يعنى هرآنچه قائم مقام آن دو باشد . ] قوله : و حمله : گويا كسى مىگويد : شايد مراد از « شبههما او ما يقوم مقامهما » كلماتى باشد كه در لغات و زبانهاى ديگر [ غير از عربى ] به جاى بعت و ملكّت به كار مىروند ، و آدم عاجز [ بنابر اشتراط عربيّت براى قادر ] از آنها استفاده مىكند [ كه از اشاره كمتر نيستند . ] و ربطى به شريت و مانند آن ندارد . [ مثلا در فارسى كلمهء فروختم ، شبه عربى آن باشد و . . . ] مرحوم شيخ مىفرمايد : اين ابعد است [ زيرا اگر مراد اين بود خوب بود بفرمايد : او ما يراد فهما من ايّة لغة كانت . ] نتيجه اينكه : مراد از شبههما او ما يقوم . . . هرآن لفظى است كه هم معنا و مرادف
هامش
( 1 ) حاشيه ارشاد خطّى است و در اختيار ما نيست .