فقهاء مرادف با بيع است . و فخر الدين هم به اين مرادفت تصريح كرده بود ، آنجا كه فرمود : معناى بعت در لغت عرب : ملّكت غيرى است . « 1 » پس به سه بيان وقوع ايجاب با ملّكت را تقويت كردند :
1 - قول اكثر .
2 - اجماع منقول علّامه .
3 - تعريف بيع و معناى لغوى و عرفى آن [ تفاوت بعت با ملّكت در اينست كه : بعت به تنهائى و بدون نياز به آوردن « هذا بهذا » دالّ بر مبادلهء مالى به مالى و تمليك عينى به عوضى است . ولى ملّكت به تنهائى بر اصل تمليك دلالت دارد كه يك معناى كلى بوده و بر تمليك مجّانى هم صادق است امّا با آوردن كلمه « هذا بكذا » مخصوص بيع گرديده و مرادف بعت مىگردد . ]
قوله : و ما قيل : در رابطه با وقوع ملّكت در ايجاب البيع ، دو اشكال و جواب مطرح است :
اشكال اوّل : واژهء تمليك هنگامى كه بطور مطلق [ مجرّد از هرگونه قرينه ] استعمال مىشود [ مثلا مىگوئيم : ملّكت كتابى بزيد ، يا مكلّكتك هذا ] جز هبه و تمليك مجّانى چيزى تبادر نمىكند ، پس واژهء مذكور در معناى هبه حقيقت است . [ نظير اينكه : دوستى به دوستش مىگويد : عجب كتاب يا ساعتى داريد ! ! رفيق هم در جواب مىگويد : قابل شما را ندارد ، مال شما باشد ، ملك شما باشد و . . . اين مال يا ملك شما باشد يعنى به شما بخشيدم و جز بخشش معنائى به ذهن نمىآيد . ] آنگاه در غير هبه و تمليك مجّانى [ يعنى تمليك معاوضى ] كه استعمال مىشود ، محتاج به قرينه است . [ و نظير استعمال وهبت يا بعت . . . در باب نكاح است كه قبلا تشريح شد . ] در نتيجه : استعمال ملّكت در ايجاب بيع صحيح نيست .
هامش
( 1 ) شرح ارشاد پدرش علّامه ، به نقل مفتاح الكرامة ، ج 4 ، ص 152 .