قوله : و هو كلام : مرحوم شيخ ابتدا ادّعاى بعض فقهاء را ردّ مىكنند و مىفرمايند : ادّعاى بىنتيجهاى است . زيرا هم بر خلاف فتاواى علماء است . [ كه قبلا فتاوى را نقل كرديم و ديديم كه در خصوص بيع چقدر باب انشاء واسع بود و با لفظ بعت و وليّت و اسلفت و شرّكت و . . . قابل انشاء بود ، و هكذا عقود ديگر . ] و هم بر خلاف روايات فراوانى است كه در ابواب مختلف وجود دارد و برخى از آنها را در آينده نقل خواهيم كرد و هرگز روايات روى صيغهء خاصّى تكيه نكرده است .
[ و اصولا ما در معاملات توقيفى بودن انشاء را قبول نداريم . و شارع مقدّس در معاملات نوعا نقش امضائى دارد نه تأسيسى . ]
قوله : و امّا ما ذكره : و امّا سخن فخر كه مورد استشهاد بعض بود :
[ مرحوم شيخ با اين سخن آنگونه برخورد نمىكنند ، زيرا فخر فخر است و فخر المحقّقين است و اعرف به فتاواى علماء و به نصوص است . و لذا شروع مىكنند به توضيح و تفسير كلام فخر و نتيجه مىگيرند كه : سخن وى با مبناى ما منافاتى ندارد . ] منظور فخر از صيغهء مخصوصه چيست ؟ مراد اينست كه : ما در اسلام معاملاتى داريم كه مورد امضاء شارع است [ از قبيل : بيع - نكاح - اجاره و . . . ] و فرض مىكنيم كه مثلا چهل نوع معامله وجود دارد . و اين معاملات در شرع مقدّس داراى احكام فراوانى هستند ، و بىترديد اين احكام روى عناوين و موضوعاتى رفته [ مثلا احكام نكاح بر موضوع نكاح يا تزويج يا متعه بار شده ، احكام بيع بر عنوان بيع بار شده و . . . ] و تا موضوعى نباشد حكمى هم نيست . [ از باب سالبه به انتفاء موضوع ] آنگاه ما در مقام انشاء بايد با صيغهاى انشاء كنيم كه بر آن عنوان دلالت بكند تا در نتيجه آثار و احكام شرعى بر آن مترتب شود . و الّا بىاثر است . به عنوان مثال : در باب ازدواج از علاقه و پيوندى كه ميان زن و مرد
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 454
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٥٤