مجاز قريب عبارتست از : بعتك منفعة الدار سنة بكذا ، و مجاز بعيد عبارتست از : وهبت يا صالحتك سكنى الدار سنة بكذا . ]
حال اينكه مشهور شده كه بايد حقيقت يا صريح باشد و كنايه و مجاز كافى نيست ، منظور مجازات بعيده است . و اينكه از عبارات فقهاء استفاده شد كه لفظ خاص مطرح نيست به مجازات هم مىتوان اكتفا كرد ، منظور مجازات قريبه است . پس منافاتى نيست و نفى و اثبات بر محلّ واحد وارد نشدهاند .
مرحوم شيخ اين وجه الجمع را تحسين مىكنند ولى مىفرمايند : وجه الجمع بهترى وجود دارد و آن اينكه : [ حاصل و چكيدهء وجه مرحوم شيخ اينست كه : با الفاظى كه صريح در معناى مقصودند و يا حقيقت هستند ، بلااشكال انشاء عقد صحيح است و اينها مصداق اكمل باب عقودند .
[ استفاده از مجازات و كنايات ]
و امّا مجازات و كنايات : آندسته از الفاظ مجاز كه قرينهء آنها قرينهء لفظيّه باشد و تمام معناى مقصود را با لفظ انشاء كند ، باز بلامانع است . ولى آندسته از مجازات كه قرينهء آنها غير لفظيّه باشد ، يعنى حاليّه ، مقاميّه ، عاديّه و . . . باشد و تمام مراد با لفظ و صيغه انشاء نشود ، كفايت نمىكند .
حال اينكه مشهور شده كه مجازات و كنايات كافى نيست ، منظور ، آنهائى است كه قرينهاش غير لفظ باشد ، و اينكه از كلمات فقهاء استفاده شد كه مجازات هم كافى است منظور ، آنهائى است كه قرينهاش لفظيه باشد ، باز هم تنافى برداشته شد .
حال اين مطلب را مرحوم شيخ به زبان ديگرى آورده و آن اينكه : ] آنها كه در باب الفاظ عقود ، حقيقت بودن را شرط كردهاند ، منظورشان خصوص حقيقت به معناى مصطلح [ استعمال لفظ در ما وضع له ] نيست ، بلكه منظورشان اينست كه : انشاء عقد بايد به دلالت لفظيّهء وضعيّه باشد ( و تمام مقصود را با لفظ بفهماند . ]