تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
3 - در باب ضمان [ ضمان مالى كه شخصى از طرف ديگرى ضمانت مىكند كه اگر او دين يا مالى را كه به ذمّه‌اش آمده نپرداخت ، ضامن بپردازد . ] كه باز از طرف ضامن لازم است و از عقود لازمه است . غيرواحدى « 1 » فرموده‌اند : لفظ خاص [ ضمنت . . . ] معتبر نيست بلكه با الفاظى از قبيل : تعهّدت المال ، تقلّدته [ به گردن گرفتم ] و مانند آن [ علّى ادائه و . . . ] هم منعقد مىشود . پس باز هم ملاك ظهور و دلالت بر مقصود است و گرنه لفظ خاص مطرح نيست . 4 - جناب محقّق « 2 » و جماعتى از فقهاء « 3 » فرموده‌اند : در باب اجاره هم لفظ خاص [ آجرت ] معتبر نيست بلكه موجر مىتواند با لفظ عاريه همين مقصود را ادا كند [ و بجاى آجرتك دارى سنة بكذا ، بگويد : اعرتك الدار سنة بكذا . . . ] و علّت جواز را وجود قصد آورده‌اند . يعنى گفته‌اند : چون قصدش از اعرت . . . همان اجاره است كفايت مىكند و العقود تابعة للقصود . ولى گروهى از فقهاء « 4 » در باب اجارة در انشاء آن با لفظ : بعتك سكنى الدار سنة . . . [ بيع منفعت ] ترديد كرده‌اند كه آيا جايز است يا نه [ پس به طريق اولى از انشاء آن به لفظ عاريه ترديد خواهند كرد . ] 5 - عدّه‌اى « 5 » در باب مزارعه گفته‌اند : لفظ خاص لازم نيست بلكه هر لفظى كه بر تسليم زمين به عامل مزارع به منظور مزارعة و زراعت كردن ، دلالت كند كفايت مىكند . [ مثلا مالك به زارع بگويد : خذ الارض و . . . ] . و محقق اردبيلى در مجمع البرهان تصريح كرده به اينكه : لاخلاف در جواز مزارعه با هر لفظى كه دالّ بر معناى مقصود [ مزارعه ] باشد و لفظ خاص مطرح
هامش
( 1 ) مفتاح الكرامة ، ج 5 ، ص 351 و تذكرهء علّامه ، ج 2 ، ص 85 . ( 2 ) شرائع الاسلام ، ج 2 ، ص 179 . ( 3 ) محقق اردبيلى در مجمع الفائدة و البرهان ، ج 10 ، ص 9 و . . . . ( 4 ) محقق در شرايع ، ج 2 ، ص 179 و علّامه در تذكرة ، ج 2 ، ص 337 و . . . . ( 5 ) محقق در شرايع ، ج 2 ، ص 149 و مفتاح الكرامة ، ج 7 ، ص 299 .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 445 | على محمدى خراسانى